السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

292

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

مىشود : قياس به لحاظ « ماده‌اش » بر پنج قسم است : برهان ، جدل ، مغالطه ، خطابه و شعر . 2 . در فيزيك ، به موجودى كه صفات خاصى ، مانند : جرم ، جذب و دفع و اصطكاك‌پذيرى داشته باشد ، ماده مىگويند و آن را در برابر نيرو و انرژى به كار مىبرند . 3 . در فلسفه ، ماده به موجودى گفته مىشود كه زمينهء پيدايش موجود ديگرى باشد ، مثلا گفته مىشود : خاك مادهء گياه است ، چراكه گياه از آن به وجود مىآيد . دربارهء ماده به اين اصطلاح ، در آينده بحث مبسوطى خواهيم داشت . ان شاء اللّه . « 1 » 4 . در منطق ، كيفيت واقعى نسبت ميان موضوع و محمول قضيه ، يعنى وجوب ، امكان و امتناع ، ماده ناميده شده و به اين سه امر ، « مواد سه‌گانه » گفته مىشود . توضيح اين‌كه منطق‌دانان مىگويند : هرگاه قضيه‌اى تشكيل شود و ميان محمول و موضوعى رابطه و نسبتى برقرار گردد ، نسبت آن محمول به موضوع خود در واقع و نفس الامر از سه حال بيرون نيست : حالت اول : اين‌كه ثبوت محمول براى ذات موضوع ، ضرورت و حتميت داشته باشد ، مانند قضيهء : « چهار زوج است » ، كه در آن زوجيت براى عدد چهار ضرورت و حتميت دارد و سلبش از آن محال مىباشد . يعنى عدد چهار ذاتا به گونه‌اى است كه « بايد » زوج باشد . در اين موارد ، نسبت محمول به موضوع ضرورت و وجوب است . حالت دوم : اين‌كه ثبوت محمول براى موضوع محال باشد . مانند قضيهء « چهار فرد است » ، كه در آن ثبوت فرديّت براى عدد چهار محال مىباشد . يعنى عدد چهار ذاتا به گونه‌اى است كه « نبايد » فرد باشد . در چنين مواردى محمول ضرورتا از موضوع سلب مىشود و نسبت محمول به موضوع امتناع است .

--> ( 1 ) . در بخش ششم ، فصل دوم و چهارم .