السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

29

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

آنان همهء دانش‌هاى عقلى را در مقابل دانش‌هاى نقلى از قبيل لغت ، نحو ، صرف ، معانى ، بيان ، بديع ، عروض ، تفسير ، حديث ، فقه و اصول - ، فلسفه مىناميدند . « 1 » مسلمانان ، آن‌گاه كه مىخواستند تقسيم ارسطويى را درباره علوم بيان كنند ، كلمهء فلسفه يا حكمت را به كار مىبردند . فلسفه نزد ايشان بر دو قسم است : نظرى و عملى . فلسفهء نظرى دربارهء اشيا چنان‌كه هستند بحث مىكند ، و فلسفهء عملى دربارهء افعال انسان چنان‌كه بايسته و شايسته است ، بحث مىكند . فلسفهء نظرى بر سه قسم است : 1 . فلسفهء اولى ( فلسفهء نخستين ) : شامل امور عامّه و الهيّات بالمعنى الاخص . 2 . فلسفهء وسطا ( فلسفهء ميانى ) : شامل علوم مختلف رياضى ، مانند : حساب ، هندسه ، هيئت و موسيقى . 3 . فلسفهء دنيا ( فلسفهء پايين ) : شامل علوم طبيعى ، مانند : سمع الكيان ، كيهان‌شناسى ، معدن‌شناسى ، گياه‌شناسى و حيوان‌شناسى . مجموع اين سه قسم ، فلسفهء نظرى را تشكيل مىدهد و فلسفهء عملى نيز به نوبهء خود تقسيماتى دارد . علت آن‌كه اين فنّ را « علم اعلى » ( دانش برين ) ناميدند و آن را در صدر تقسيم بندى فوق قرار دادند و نيز نام « فلسفهء اولى » را بر آن گذاردند ، آن است كه اين فنّ نسبت به ساير فنون و علوم امتيازى خاص دارد و گويى يك سر و گردن از همهء آنها بلندتر است . امتياز اين علم نسبت به ساير علوم در سه چيز است : يكى آن‌كه به عقيدهء قدما از علوم ديگر برهانىتر و يقينىتر است . دوم اين‌كه بر همهء علوم ديگر رياست و حكومت دارد ، و در واقع ملكهء علوم است ، زيرا علوم ديگر به او نياز كلى دارند و او نياز كلى به آنها ندارد . سوم اين‌كه از همهء علوم ديگر كلىتر و عام‌تر است .

--> ( 1 ) . مانند غربىها كه همهء علوم تجربى ، اعم از فيزيك ، شيمى ، زمين‌شناسى و غير آن را Seience ( علم ، دانش ) مىنامند .