السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
278
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
گونهاى كه نمىتوان آن را به نحو مستقل تعقل كرد ، و محال است اين حالت از او گرفته شده و با لحاظ استقلالى آن ، از معناى حرفى به معناى اسمى تبديل گردد ؟ يا اينكه چنين اختلاف نوعيى بين آن دو وجود نيست ؟ اين مسئله مورد بحث واقع شده و در آن اختلاف كردهاند . حقيقت آن است كه ميان وجود رابط و وجود مستقل اختلاف نوعى نيست ، زيرا همانگونه كه در بخش مربوط به علت و معلول خواهد آمد ، وجودهاى معلول نسبت به عللشان رابط هستند ، [ ولى در عين حال ] مىدانيم كه وجود برخى از آنها جوهرى و وجود برخى ديگر ، عرضى است كه هر دو ، وجود محمولى و مستقل مىباشند . [ ملاحظه مىشود كه ] اگر وجودهاى معلول را با عللشان بسنجيم ، به گونهاى هستند و اگر خودشان را به تنهايى در نظر بگيريم ، به گونهاى ديگر خواهند بود ، يعنى آنها با توجه به عللشان وجودهاى رابط ، و با توجه به خودشان وجودهاى مستقل هستند . از آنچه گذشت روشن مىشود كه يك مفهوم ، در استقلال مفهومى و عدم آن تابع وجودى است كه مفهوم از آن انتزاع مىشود و از طرف خود چيزى جز ابهام ندارد . در فصل پيشين دانستيم كه برخى از وجودها ، عين ربط و تعلق و وابستگى به غير هستند . اين وجودها اگر از آن جهت كه ربط و نسبت ميان طرفين هستند لحاظ شوند ، داراى مفهومى حرفى و « فى غيره » مىباشند ، مفهومى كه بدون تعقل دو طرفش ، قابل تصور نيست ، در برابر وجودهاى مستقل كه خود ، چيزى در كنار ديگر چيزهايند و ذات و حقيقتى براى خود دارند ، به گونهاى كه مىتوان هريك از آنها را جدا و مستقل از ديگر وجودها تعقل كرد . پرسشى كه مطرح مىشود اين است كه آيا اختلاف ميان اين دو قسم از وجود ، يعنى وجود رابط و وجود مستقل ، اختلافى نوعى است يا نه ؟ مقصود از اختلاف نوعى آن است كه وجود رابط هميشه به صورت رابط و به عنوان نسبت و اضافه تعقل شده و هرگز نمىتوان آن را به صورت مستقل لحاظ كرد . به بيان ديگر ، وجود