السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
276
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
نيست ، يعنى چنين نيست كه در خارج ، انسانى باشد و وجودى باشد جداى از انسان كه عارض بر آن شده باشد . يك واقعيت است كه ذهن دو مفهوم از آن انتزاع و يكى را بر ديگرى حمل مىكند . به بيان ديگر ، ميان وجود شىء و خود آن شىء هيچگونه مغايرت و دوئيت خارجى برقرار نيست ، و لذا در مطابق اين قضايا نسبت و رابطهاى وجود ندارد ، چراكه معنا ندارد شيئى با خودش مرتبط و به وجودش منسوب گردد . يك نكته آنچه دربارهء قضاياى بسيط بيان شد مربوط به محكّى و مطابق اين قضاياست ، نه نفس قضيه كه در ذهن تشكيل مىشود . چراكه مفهوم موضوع مغاير با مفهوم محمول و در عين حال ، مرتبط با آن است و لذا ميان آنها نسبت و رابطه برقرار مىشود . زيرا همانگونه كه در فصل سوم از بخش اول به تفصيل گذشت ، وجود و ماهيت ، گرچه در خارج عين يكديگرند ، اما در ذهن مغاير و زايد بر يكديگر مىباشند .