السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

272

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

استدلال ايشان همان مقدمهء دوم است . در بدايه در اين قسمت اين مقدمه صريحا ذكر نشده ، « 1 » و در نهايه به آنها اشاره شده است ، آن‌جا كه مىفرمايند : « و ذلك انّ هناك قضايا خارجيّة تنطبق بموضوعاتها و محمولاتها على الخارج » . يعنى ما قضاياى خارجيه‌اى داريم كه موضوع و محمول آن در خارج مصداق دارد . گويا مىخواهند بفرمايند كه صدق اين قضايا منوط به تطابق كامل مفاد آنها با خارج است . پس اگر در قضيه علاوه بر موضوع و محمول ، امر سومى نيز باشد كه حقيقتش عين ربط ميان موضوع و محمول است ، در خارج نيز بايد در ازاى آن ، چيزى باشد كه عين ربط ميان مصداق موضوع و مصداق محمول باشد و آن چيز همان « وجود رابط » است كه در پى اثباتش هستيم . 2 . حضرت علامه - ره - پس از بيان اين‌كه در قضيهء « انسان خندان است » ، علاوه بر موضوع و محمول ، امر ديگرى هست كه رابط ميان آن دو است ، بلافاصله مىفرمايند : « فله وجود » و سپس به تبيين حقيقت اين موجود پرداخته و اثبات مىكنند كه اين موجود ، امرى مستقل از طرفين خود نيست ، بلكه وجودش در طرفين و قائم به آن دو مىباشد . يعنى ابتدا وجود امرى علاوه‌بر موضوع و محمول در قضيه را بيان مىكنند و سپس نتيجه مىگيرند كه اين امر در خارج هست و آن‌گاه اثبات مىكنند كه اين امر موجود در خارج ، عين ربط به طرفين خود مىباشد . اما اين استدلال مورد نقد برخى از دانشمندان معاصر قرار گرفته است ، به عقيدهء ايشان در استدلال فوق ، بين مفاهيم و احكام منطقى با مفاهيم و احكام فلسفى ، خلطى صورت گرفته و احكام قضيه ، كه مربوط به مفاهيم ذهنى است ، به مصاديق خارجى سرايت داده شده است . « 2 »

--> ( 1 ) . البته حضرت علامه در خاتمهء بخش چهارم از كتاب بدايه ، براى اثبات وجودى بودن امكان و وجوب ، كه كيفيت نسبت هستند ، استدلالى ذكر كرده‌اند كه شبيه دليلى است كه در اين‌جا براى اثبات تحقق خارجى خود نسبت بيان آورده‌اند ، و در آن‌جا به اين اصل تصريح كرده‌اند كه صدق قضاياى خارجى ، منوط به تطابق كامل مفاد آن با خارج است . ( 2 ) . استاد مصباح ، كه از متفكران عاليقدر و در شمار شاگردان مبرّز حضرت علامه بوده و داراى آراء و نظريات شايستهء -