السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
261
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
جدا مىباشد ، يعنى هردو صورت جزيى و متشخص هستند . از طرف ديگر ، مىدانيم كه كليت و جزئيت متقابل بوده و قابل اجتماع نيستند . بنابراين ، نظريهء وجود ذهنى باطل خواهد بود . « 1 » پاسخ اشكال هفتم قضيه شرطيهاى كه در اين اشكال بيان شده صحيح و غير قابل مناقشه است ، امّا تالى اين شرطيه باطل نيست و لذا دليل بر بطلان مقدّم آن ، يعنى نظريهء وجود ذهنى ، نخواهد بود . بنابراين ، ما مىپذيريم كه لازمهء نظريهء وجود ذهنى آن است كه مثلا صورت عقلى انسان هم كلى باشد و هم جزيى ( به معناى متشخص ) ، اما اين لازمه را باطل نمىدانيم . توضيح اينكه اگر امر واحد از يكجهت هم كلى باشد و هم جزيى ، تناقض لازم مىآيد ، اما اگر يك شىء از يكجهت كلى باشد و از جهت ديگر كلى نباشد بلكه جزيى باشد ، هيچ محذورى رخ نمىدهد و تناقضى لازم نمىآيد . تناقض در صورتى است كه وحدت جهت در دو قضيه محفوظ باشد . « 2 » ما پيش از اين گفته بوديم : صورتهاى ذهنى دو حيثيت مختلف داشته و از هر حيثيت ، احكام ويژهاى دارند . اين صورتها از آن جهت كه با خارج از خود و به عبارتى با محكيات خود سنجيده مىشوند ، « موجوداتى ذهنى » هستند كه احيانا بر مصاديق عديده منطبق شده و در نتيجه ، كلى مىباشند . و همين صورتها از آن جهت كه حال يا ملكهاى براى نفس هستند كه بر آن عارض شده و جهل را از آن بر طرف مىكنند « موجوداتى خارجى » هستند و مانند ديگر موجودات خارجى ، تشخص و تعين دارند و از اين جهت ، كلى نيستند .
--> ( 1 ) . اين اشكال اختصاصى به نظريهء مشهور حكما ندارد بلكه بر نظريهء اشباح نيز وارد مىشود . ( 2 ) . مثلا اگر بگوييم : حسن از آن جهت كه نطفهاش از حسين تكوّن يافته ، فرزند است ، و حسن از آن جهت كه نطفهء تقى از او تكون يافته ، پدر است ، هيچ تناقضى لازم نمىآيد . تناقض در صورتى است كه حسن از يك جهت هم فرزند باشد و هم فرزند نباشد ، بلكه پدر باشد .