السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

244

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

مىشود . و چون حيثيت‌ها مختلف است تناقضى پديد نمىآيد . صورت ذهنى اگر با مصاديق بيرونى خود مقايسه گردد و از آن جهت كه آيينه‌اى براى آنها است در نظر گرفته شود ، يك موجود ذهنى است كه اثرى بر آن مترتب نشده و در هيچ مقوله‌اى مندرج نمىباشد ، و اگر هم چيزى بر آن حمل شود ، حملش اوّلى خواهد بود نه شايع صناعى . و همان صورت ذهنى اگر از آن جهت كه حال و يا ملكه‌اى براى نفس است در نظر گرفته شود ، منشأ اثر بوده و در نتيجه ، موجودى خارجى مىباشد كه موجوديتش براى نفس است . اين موجود خارجى در مقولهء كيف مندرج مىباشد ؛ زيرا حدّ كيف ، به حمل شايع ، بر آن صدق مىكند ، يعنى عرضى است كه ذاتا نه نسبت‌پذير است و نه قسمت‌پذير . اما عرض بودن صورت ذهنى به خاطر آن است كه اولا چيزى است كه براى غير تحقق پيدا كرده و قائم به محل مىباشد ، و ثانيا محلّش ، كه همان نفس است ، در اصل وجودش به آن نياز ندارد . و عرض عبارت است از چيزى كه در محلى كه مستغنى از آن است تحقق پيدا كند . و چون نه قسمت‌پذير است و نه نسبت‌پذير ، ناگزير ، كيف مىباشد . و اما اين‌كه محقق سبزوارى - ره - ادعا كرد كه به هنگام حصول علم و معرفت ، چيزى بر نفس افزوده نشده و وجودى به آن ضميمه نمىگردد ، ادعايى باطل است . چراكه هر انسانى در خود مىيابد كه هنگامى كه به چيزى علم پيدا مىكند و از آن آگاه مىگردد ، تغييرى در او به وجود آمده و چيزى بر او افزوده مىشود . حاصل آن‌كه صورت ذهنى ، دو حيثيت و دو جهت مختلف دارد و از يك جهت ، كيف بالذات و از جهت ديگر ، كيف بالعرض مىباشد . دنبالهء اشكال‌هاى نظريهء وجود ذهنى - اشكال سوم الاشكال الثالث : أنّ لازم القول بالوجود الذهنىّ و حصول الأشياء بأنفسها فى الأذهان كون النفس حارّة باردة ، عريضة طويلة ، متحيّزة متحرّكة ، مربّعة