السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

221

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

نقد و بررسى دو اشكال اساسى بر نظريهء سيد سند وارد مىشود : اشكال اوّل : نظريهء سيد سند ، با مبانى او سازگار نيست . سيد طرفدار اصالت ماهيت و اعتبارى بودن وجود است . معناى اصالت ماهيت اين است كه ماهيت اصل و اساس واقعيت است و وجود يك امر اعتبارى و منتزع از ماهيت مىباشد . از طرفى ، ماهياتى كه از مقولات مختلف هستند ، تباين ذاتى با يكديگر دارند و هيچ امر مشتركى ميان آنها وجود ندارد تا مصحح انقلاب و تبديل و تبدل آنها به يكديگر باشد . بنابراين ، سيد سند نمىتواند از تبدل ماهيت و انقلاب ماهيتى به ماهيت ديگر سخن بگويد . آرى ، بنابر اصالت وجود مىتوان انقلاب در ماهيت را در بعضى موارد تصوير كرد ، يعنى در جايى كه يك وجود واحد سيّال در اثر حركت جوهرى ، دائما ماهيتش تغيير مىكند و در هر لحظه ماهيتى غير از ماهيت پيشين از او انتزاع مىشود . امّا حتى بنابر اصالت وجود نيز نمىتوان در مورد بحث ، انقلاب ماهيتى به ماهيت ديگر را تصوير كرد . زيرا اين انقلاب در جايى پذيرفتنى است كه يك وجود ، دو ماهيت را پياپى واجد شود ، حال آن‌كه در محل بحث ، دو وجود جدا و منفك در كار است كه هركدام براى خود ماهيتى دارد : يكى وجود خارجى و ديگرى وجود ذهنى . هم‌چنين ، اين ادعاى سيد سند كه « وجود خارجى و وجود ذهنى از دو سنخ مختلف هستند » با قول به اصالت ماهيت سازگار نيست ، چراكه وجود ، بنابر اصالت ماهيت ، امرى اعتبارى است كه از ماهيات واقعيت‌دار انتزاع مىشود و در يك كلمه ، وجود چيزى نيست كه حقايق مختلف و سنخ‌هاى گوناگون داشته باشد . حاصل آن‌كه بنابر اصالت ماهيت نمىتوان از تبدل و انقلاب ماهيت و نيز اختلاف ميان وجود ذهنى و وجود خارجى دم زد . اشكال دوم : سيد سند تطابق ما هوى ميان موجود ذهنى و موجود خارجى را انكار مىكند و معتقد است كه اشياء خارجى با حفظ ماهياتشان به ذهن نمىآيند ، مثلا صورت ذهنى انسان ، نه جوهر است و نه جسم است و . . . ، بلكه يك كيف نفسانى