السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
20
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
حقايق و افزوده شدن اطلاعات ؛ و به ديگر سخن : تبديل ظلمت جهل به نور علم است . و اين امر ، گرچه خود متاعى ارزشمند است - چراكه به فرمودهء قرآن كريم دانا و نادان هرگز يكسان نخواهند بود - ، اما براى انتخاب يك رشته خاص كافى نيست ، چراكه همهء علوم در آن مشتركاند . ازاينروست كه در مقدمهء يك علم ، فايده و اثر خاصى كه بر فراگيرى آن رشتهء خاص مترتب مىگردد ، بازگو مىشود . به عنوان مثال گفته مىشود : غايت منطق ، صيانت انديشه از خطا و لغزش است ؛ يا غايت صرف و نحو ، صيانت گفتار از خطا و اشتباهات لفظى است . دانشجو كه در جستوجوى گمشدهاى است و براى دست يافتن به هدفى تلاش مىكند ، به هنگام آشنايى كه با غايت يك علم و مناسب يافتن آن با هدف خويش و يا احيانا تطبيقش بر آن ، آتش شوق و رغبت در جانش افروخته شده و از هيچ تلاشى در راه فراگيرى آن دانش دريغ نخواهد كرد . اين است دليل بحث از تعريف ، موضوع و غايت يك علم در مقدمهء آن . تعريف حكمت الهى حكمت الهى علمى است كه از احوال موجود از آن جهت كه موجود است ( يعنى موجود مطلق ) بحث و گفتوگو مىكند . توضيح آنكه : يك موجود احكام گوناگونى دارد . پارهاى از اين احكام به شكل و قالب خاصى كه آن موجود به خود گرفته ، مربوط مىشود ، و بخش ديگر به شكل و قالب خاص آن موجود ، مربوط نيست ، بلكه در رابطه با اصل « موجوديت » آن است . به عنوان مثال ، آهن از آن جهت كه موجودى است در اين قالب و با اين ماهيت خاص و متمايز از ديگر موجودات و بلكه ديگر فلزات ، داراى احكام ويژهاى مىباشد : وزن مخصوصى دارد ، نقطهء ذوب و مقدار مقاومت خاصى دارد ، رنگ خاص و نيز دهها و صدها حكم و اثر و حالت دارد كه همه به « آهن بودن » آن مربوط مىشود . اما همين پديده داراى احكام ديگرى نيز هست ، مثلا : معلول است ، حادث است ، ممكن است ، منشاء اثر است و . . . اين دسته