السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

197

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

موقعيت تاريخى ادلهء وجود ذهنى براى يافتن پاسخ اين پرسش ، كافى است به تاريخچهء اين مسئله كه پيش از اين اشاره‌اى به آن داشتيم ، مراجعه كنيم . سير تاريخى اين مسئله به اين صورت است كه ابتدا كسانى چون ابو الحسن اشعرى ، وجود صورت‌هاى ذهنى را انكار كردند و گفتند : حقيقت علم ، اضافه‌اى بيش نيست ، آن‌گاه فلاسفه براى ردّ سخن آنان مسئلهء وجود ذهنى را مطرح كرده و ادله‌اى براى اثبات آن اقامه كردند - همان ادله‌اى كه در متن آمده و مورد بررسى قرار خواهد گرفت - آن‌گاه مسئلهء وجود ذهنى با اشكال‌هاى متعددى مواجه شد « 1 » ، كه شرحش خواهد آمد ، اين اشكال‌ها موجب سرگردانى بسيارى از متفكران گشت تا آن‌جا كه براى حل آن ، نظريات گوناگونى بيان داشتند كه يكى از آنها نظريهء اشباح است كه براساس آن ، تطابق ما هوى ميان امور ذهنى و اشياى خارجى انكار مىشود . « 2 » ادلهء مذكور تنها يك بخش از مدعاى حكما را اثبات مىكند بنابراين ، در پاسخ به سؤال فوق بايد گفت : اين ادله تنها براى اثبات اصل وجود ذهنى و ابطال قول به اضافه اقامه شده و نظرى به تطابق ما هوى موجودات ذهنى با اشياى خارجى ندارد . براى اين منظور بايد همان راهى را طى كرد كه به هنگام نقد نظريهء اشباح بيان شد ، و حاصلش اين است كه : انكار تطابق ما هوى ميان مفاهيم ذهنى و اشياى خارجى به سفسطه مىانجامد و باب علم به جهان بيرون را مىبندد . « 3 »

--> ( 1 ) . البته پاره‌اى از اين اشكال‌ها پيش از اين هم مطرح بوده است . ( 2 ) . چنان‌كه صدر المتألهين - ره - مىنويسد : « اعلم ان قوما من المتأخرين لمّا ورد عليهم الاشكالات المذكورة فى الوجود الذهنى و تعسّر عليهم التخلّص عن الجميع اختاروا انّ الموجود فى الذهن ليس حقائق المعلومات ، بل اشباحها و اظلالها المحاكية عنها بوجه » . ( اسفار ، ج 1 ، ص 314 ) . ( 3 ) . البته صدر المتألهين - ره - معتقد است كه ادلهء وجود ذهنى براى اثبات مطلب دوم نيز كافى است ، و لذا در پاسخ به نظريهء اشباح مىگويد : « و يرد عليهم انّه لو تمّ دلائل الوجود الذهنى لدلّت على انّ للمعلومات بانفسها وجودا فى الذهن لا لأمر آخر مبائن لها بحقيقتها » ( اسفار ، ج 1 ، ص 315 ) . اما بنابر نقل استاد مطهرى در شرح مبسوط منظومه ( ج 1 ، ص 323 ) علامهء طباطبايى عقيده داشتند كه حكما -