السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
191
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
در برابر نظريهء مشهور حكما دو نظريهء ديگر در مسئلهء وجود ذهنى ، ارائه شده است كه يكى از آنها نظريهء اشباح است . صاحبان اين نظريه ، بخش نخست كلام حكما را - مبنى بر اينكه علاوه بر اشيايى كه در خارج موجود است ، امورى نيز در ذهن تحقق دارد - مىپذيرند ولى بخش دوم سخن ايشان را انكار كرده ، و مىگويند : آنچه از اشياى خارجى به ذهن مىآيد ، ماهيت آن اشيا نيست بلكه شبح آنهاست . يعنى چيزى به ذهن مىآيد كه ذاتا و ماهيتا با شىء خارجى مغاير است ولى نوعى مشابهت و تناسب با آن دارد و مىتواند برخى از ويژگىهاى آن را نشان دهد و حكايت كند . بنابر نظريهء اشباح ، رابطهء مفاهيم ذهنى با اشياى خارجى يك رابطهء ما هوى نيست ، بلكه رابطهاى است نظير رابطهء عكس يك شىء با خود آن شىء . مثلا تصورى كه ما از اسب در ذهن خود داريم نظير عكسى است كه از آن بر روى ديوارى ترسيم شده است . عكس اسب بر روى ديوار از مجموعهاى از رنگها تشكيل شده و بنابراين ، از جهت ماهيت ، عرضى از مقولهء كيف است ، درحالىكه خود اسب ، نوعى جوهر جسمانى است ، ولى با اين همه ، عكس اسب ، از اسب حكايت مىكند و ما را به آن منتقل مىسازد . مفهوم اسب در ذهن ما نيز عرضى از مقولهء كيف است و لذا از جهت ماهيت ، با اسب خارجى كه از مقولهء جوهر است تباين تام دارد ، اما با اين همه ، از آن حكايت مىكند و آن را نشان مىدهد . نقد نظريهء اشباح نظريهء اشباح ، كه البته نظريهء شايعى است و بهويژه در ميان مادى مسلكان رواج دارد ، به سفسطه و مسدود شدن باب علم و آگاهى از جهان خارج مىانجامد . زيرا اگر علوم و ادراكات ما تطابق ما هوى با اشياى خارجى نداشته و تنها شبحى از آن باشند ، آنچه براى ما معلوم مىباشد ، شبح اشيا است و نه خود اشيا و در نتيجه ، ما براى هميشه از ادراك امور بيرونى ، چنانكه هستند ، محروم خواهيم بود . بايد توجه داشت كه تنها راه ارتباط ما با حقايق بيرونى ، همين مفاهيم و تصورات