السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
181
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
مقدمه در اين بخش دربارهء وجود ذهنى و مسائل پيرامون آن گفتوگو مىشود . مطالبى كه در اينجا مطرح مىگردد از جهتى مربوط به نوعى تقسيم براى وجود مىشود ، به اين صورت كه : وجود يا خارجى است و يا ذهنى . و به همين مناسبت است كه اين بحث در امور عامهء فلسفه ، كه از احكام كلى وجود و تقسيمات اوليهء « 1 » آن سخن مىگويد ، جاى گرفته است . از جهت ديگر ، در رابطه با حقيقت علم و آگاهى مىباشد . در اين بخش توضيح داده مىشود كه چه رابطه و پيوندى ميان مفاهيم و تصورات ذهنى ما با واقعيتهاى خارجى برقرار است و در چه صورت مىتوان از سفسطه گريخت و از امكان شناخت واقع و علم به اشياى خارجى دم زد . و اين ، يكى از مباحث عمدهاى است كه در علم شناختشناسى ، كه دانش نوظهورى است ، مطرح بوده و بحثهاى فراوانى بهويژه در جهان غرب پيرامون آن صورت گرفته است . اشارهاى به تاريخچهء اين بحث مسئلهء وجود ذهنى از مسائل مستحدث فلسفى است كه براى نخستينبار حكيمان مسلمان آن را ساخته و پرداختهاند و حتى در كتابهاى بو على سينا ، بزرگ حكيم
--> ( 1 ) . براى وجود تقسيمات گوناگونى انجام گرفته است كه هركدام موضوع بخشى از مسائل فلسفه را تشكيل مىدهد ، مانند : تقسيم وجود به وجود نفسى و غيرى ، تقسيم وجود به علت و معلول ، تقسيم وجود به واجب و ممكن ، تقسيم وجود به واحد و كثير ، تقسيم وجود به متقدم و متأخر ، تقسيم وجود به بالقوه و بالفعل ، تقسيم وجود به متحرك و ثابت و تقسيم وجود به مجرد و مادى .