السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
175
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
لازم ماهيت ، بلكه لازم وجود آن شىء ، همانگونه كه از استدلالهاى مذكور روشن مىگردد . مسئلهء عمدهاى كه باعث اعتقاد متكلمان به امكان اعادهء معدوم شده ؛ اين است كه آنها گمان كردهاند معاد ، كه از اركان اساسى اديان حقهء الهى است ، نوعى اعادهء معدوم است . در جواب گوييم : مرگ ، نوعى تكامل است نه زوال و نابودى . « 1 » در اين قسمت ، استدلال پارهاى از متكلمان بر جواز اعادهء معدوم بيان شده است . ايشان مىگويند : اگر « الف » يكبار موجود شد ، پس از نابودى مىتواند اعاده شده و براى بار دوم موجود گردد ، زيرا اگر اعادهء « الف » محال باشد منشأ محال بودن اعادهء آن يكى از سه امر زير خواهد بود : 1 . ذات و ماهيت « الف » ، يعنى ماهيت « الف » به گونهاى است كه قابل اعاده نمىباشد و نمىتوان آن را پس از معدوم شدن دوباره موجود كرد . 2 . لازمهء ماهيت « الف » ، يعنى امرى كه از لوازم ماهيت « الف » است و قابل انفكاك از آن نمىباشد ، مانع از موجوديت دوبارهء آن مىشود . 3 . عارض مفارق « الف » ، يعنى يك امر خارجى كه احيانا بر ذات « الف » عارض مىگردد ، مانع از اعادهء آن است . اگر منشأ محال بودن اعاده ، يكى از دو امر نخست باشد - يعنى امرى كه عين ماهيت « الف » و يا لازمهء ماهيت آن است - بايد وجود ابتدايى « الف » نيز محال باشد . و چون « الف » يكبار به وجود آمده ، معلوم مىشود كه ذات آن و نيز لوازم ذات آن ، اباى از موجود شدن ندارند . پس نمىتوان گفت : ماهيت « الف » و يا لازمهء ماهيت آن ،
--> ( 1 ) . اگر اشكال شود كه : اين بيان در صورتى تمام خواهد بود كه مرگ ، براى روح و بدن هردو تكامل باشد ، و چنين چيزى ثابت نشده است . و امّا اگر مرگ را مايهء تكامل روح بدانيم و بس ، اشكال به جاى خود باقى است ، زيرا در اين صورت ، برگرداندن بدن ، از موارد اعادهء معدوم خواهد بود . در جواب گوييم : شخصيت و حقيقت انسان را جان او تشكيل مىدهد نه بدنى كه دائما در تغيير و تحول است ، لذا انسانى كه با مجموع جان و بدن در روز حشر آورده مىشود همان انسانى است كه در دنيا بوده ، خواه مرگ فقط مايهء تكامل روح باشد و بدنى كه در معاد همراه با جان آدمى است مخلوقى جديد باشد و يا آنكه مرگ ، مايهء تكامل روح و بدن هردو باشد كه در اين صورت ، آن بدن ، همين بدن دنيوى خواهد بود كه تكامل يافته است . بنابراين ، جان و بدن آن انسان ، همان جان و بدنى است كه در دنيا بوده است . ( ط )