السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

140

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

مفهومى است كه حيثيت مصداق آن حيثيت ذهنيت است . يعنى هميشه مصداق آن در ظرف ذهن تحقق مىيابد و محال است كه مصداقى در عالم خارج داشته باشد ، مانند : كلى ، جزيى ، نوع ، جنس ، فصل ، عرضى ، ذاتى ، معرّف ، حجت . همهء اين‌ها مفاهيمى هستند كه ناظر به ديگر مفاهيم ذهنى بوده و بر آنها منطبق مىشوند . هميشه مفهوم است كه متصف به كليت و جزئيت مىشود و نيز هميشه مفهوم است كه نوع يا جنس يا فصل مىباشد . حقايق خارجى ، نه كلى هستند و نه جزيى ، نه نوع هستند و نه جنس يا فصل . چنين مفاهيمى را معقولات ثانيهء منطقى مىنامند . ازاين‌رو ، هر گاه محمول قضيه‌اى چنين مفاهيمى باشد ، ظرف ثبوت مفاد آن قضيه ، ذهن خواهد بود ، يعنى « نفس الأمر » چنين قضايايى ذهن است ، پس اگر مفاد چنين قضيه‌اى در ذهن ثابت باشد آن قضيه صادق است و در غير اين صورت ، كاذب مىباشد . مثلا قضيهء « الكلىّ امّا ذاتىّ او عرضىّ » حكمى را دربارهء مفاهيم كلى در ذهن بيان مىكند و مىگويد : هر مفهوم كلى يا ذاتى است ( يعنى مقوّم ذات موضوع خويش مىباشد ) و يا عرضى است ( يعنى خارج از ذات موضوع خود مىباشد ) . هم‌چنين قضيهء « الانسان نوع » . موضوع اين قضيه گرچه يك مفهوم ماهوى است كه هم در ذهن مىتواند موجود باشد و هم در خارج ، ولى حكم به نوع بودن به انسانى مربوط است كه وجود ذهنى دارد و لذا قضيهء فوق ، يك قضيهء ذهنى است . بنابراين ، « نفس الأمر » هر قضيه‌اى متناسب با همان قضيه است . « نفس الأمر » قضاياى خارجى ، جهان خارج و عالم عين است و « نفس الأمر » قضاياى ذهنى ، عالم ذهن مىباشد . نحوهء ثبوت مفاد قضيه نيز به موضوع و محمول آن قضيه بستگى دارد كه از مفاهيم ما هوى باشد يا از مفاهيم اعتبارى عقلى . يك نكته در اين‌جا بايد يادآور شويم كه اعتبار ثبوت براى ماهيات و يا مفاهيم اعتبارى ، يك اعتبار نيش غولى نيست كه به دلخواه ما انجام پذيرد ، بلكه تابع واقعيت خارجى