السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

135

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

است كه هردو نوع وجود را مىپذيرد ، يعنى هم مىتواند در خارج تحقق يابد و هم در ذهن . و اگر در خارج تحقق يابد آثار مورد انتظار آن ماهيت ، بر آن مترتب مىگردد ؛ ولى اگر در ذهن موجود شود آن آثار را فاقد خواهد بود . مثلا آب اگر وجود خارجى داشته باشد عطش انسان را بر طرف مىسازد ، ولى اگر وجود خارجى نداشته باشد و فقط در ذهن موجود باشد ، هر اندازه انسان تشنه‌كام آن را تصور كند ، سيراب نمىشود . « 1 » ماهيت گرچه يك امر اعتبارى است و حقيقتا ثبوت و تحققى ندارد ، امّا چون انعكاس وجودهاى خارجى براى ذهن است ، عقل نوعى ثبوت و تحقق را براى آن اعتبار مىكند . به ديگر سخن : آن‌چه حقيقتا در خارج هست و تحقق دارد وجود حسن و وجود حسين و مانند آن است ، اما اين وجودها در قالب ماهيت انسان در ذهن انعكاس مىيابند ، و ازاين‌روى عقل ناچار مىشود كه بگويد : انسان هم در خارج هست و تحقق دارد . درست مانند تكه كاغذى كه به شكل مربع بريده شده است . آن‌چه در خارج هست يك تكه كاغذى است كه از چهار طرف محدود مىباشد و در خارج نيز جز يك تكه كاغذ چيز ديگرى وجود ندارد ، ولى چون اين تكه كاغذ در قالب مربع براى ذهن جلوه مىكند ، عقل علاوه بر آن‌كه مىگويد كاغذ در خارج موجود است ، حكم مىكند كه مربع نيز در خارج تحقق دارد . « 2 » نسبت ماهيت به وجود چيزى شبيه نسبت مربع به آن تكه كاغذ است .

--> ( 1 ) . در اين‌جا دو نكته را بايد يادآور شد : يكى آن‌كه ماهيت موجود در ذهن ، گرچه فاقد آثار خارجى است ، امّا آثار ديگرى متناسب با خود دارد مانند علم و آگاهى . هر ماهيتى كه ما تصور مىكنيم جهلى را از ما بر طرف كرده و علمى را در ما به وجود مىآورد . آثار ديگرى نيز در بعضى موارد بر ماهيات تصور شده در ذهن مترتب مىشود ، مانند غم ، شادى ، اميد و ترس . مثل آن‌كه انسان چيزى را به ياد مىآورد و محزون مىگردد ، يا چيزى را تصور مىكند و شاد مىشود ، و يا امرى را تخيل مىكند و ترس بر او عارض مىگردد . نكتهء ديگر آن‌كه ، اين آثار در واقع از آن وجود ماهيات است و نه خود آنها ، زيرا بنابر اصالت وجود ، تنها چيزى كه حقيقتا منشأ اثر مىباشد همان حقيقت وجود است . بنابراين ، همان‌گونه كه اسناد اصل ثبوت و تحقق به ماهيت ، با نوعى توسعه و مجاز همراه است ، اسناد آثار به ماهيات نيز بالعرض و همراه با نوعى مسامحه مىباشد . ( 2 ) . مثال بالا براى تقريب به ذهن است و گرنه ، بنابر نظر غالب حكماى اسلامى ، مربع خودش يك مفهوم ما هوى است كه مانند كاغذ ، مابازاى خارجى دارد ، با اين فرق كه كاغذ ، جوهر است و مربع ، عرض .