السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

121

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

آمده ، اين است كه حقيقت وجود مشوب و آميخته با هيچ‌چيز ديگرى نبوده و هيچ چيزى همراه با آن و ضميمهء به آن نيست . يعنى آن‌چه در متن خارج تحقق دارد ، محض وجود است . دليل اين صرافت آن است كه وجود « غير » ندارد . اگر هر امر مغاير با حقيقت وجود ، هيچ‌وپوچ است در اين صورت ، حقيقت وجود همواره صرف و محض خواهد بود و هرگز مقارن با چيزى ديگر نخواهد بود ، چون چيز ديگرى واقعيت ندارد . تبيين مقدمهء دوم : مقدمهء دوم ، يك قاعدهء كلى فلسفى است كه آن را نخستين‌بار شيخ شهاب الدين سهروردى ، معروف به شيخ اشراق ، مطرح كرد و حكماى پس از وى آن را پذيرفتند . مضمون اين قاعده كه با عنوان « صرف الشىء لا يتثنىّ و لا يتكرّر » بيان مىشود ، آن است كه هر چيزى ، خودش ، درحالىكه فقط خودش است بدون اين‌كه چيز ديگرى به عنوان جزء و يا يك امر خارج از آن به آن ضميمه گردد ، دو تا نمىشود و هرگز كثرت و تعدد نمىيابد . دليل اين قاعده آن است كه كثرت و تعدد تنها در صورتى مىتواند در يك حقيقت راه يابد - و به ديگر سخن : يك حقيقت تنها در صورتى مىتواند داراى افراد گوناگونى گردد - كه هركدام از آن افراد ، علاوه‌بر آن حقيقت مورد اشتراك ، امتياز يا امتيازهايى از يكديگر داشته باشند ، چراكه اگر هيچ امتيازى ميان آنها نباشد عين يكديگر بوده و در نتيجه ، يك فرد خواهند بود نه چند فرد . به ديگر سخن : چند فرد از يك حقيقت وقتى مىتواند تحقق يابد كه ميان آنها فرق‌ها و تفاوت‌هايى باشد و اگر هيچ فرقى ميان آنها تصور نشود ، يك فرد بيشتر تحقق نخواهد داشت . به عنوان مثال ، اگر چيزى فقط آهن باشد و جز آهن هيچ خصوصيت ديگرى نداشته باشد ، نه خصوصيت مكانى و نه زمانى ، نه رنگى ، نه شكلى و نه هيچ‌چيز ديگرى ، يعنى فقط و فقط آهن باشد ، هرگز كثرت پيدا نخواهد كرد و بيش از يك مصداق نمىتواند داشته باشد . هرگاه بخواهيم آهن دومى فرض كنيم كه آن نيز صرف آهن باشد ممكن نيست ، زيرا آن نيز همين آهن خواهد بود . آهن ، آن‌گاه كثرت مىيابد و آهن‌ها مىشود كه ضمائم و قيودى را بپذيرد : يكى آهن اين مكانى