السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

118

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

فصل سوم كه در آن از مغايرت مفهومى وجود و ماهيت و زيادت وجود بر ماهيت صحبت شد ، موضوع بحث - « مفهوم وجود » بود نه حقيقت خارجى آن ، و حتى در فصل چهارم نيز كه پيرامون « اصالت وجود » بود ، به اعتبارى ، موضوع بحث « مفهوم وجود » بود . زيرا آن‌چه در آن فصل به اثبات رسيد اين بود كه « مفهوم وجود » يك مفهوم اصيل است و واقعيت خارجى مصداق بالذات آن مىباشد . البته مىتوان آن مسئله را به نحوى نيز مطرح كرد كه موضوعش حقيقت خارجى وجود باشد . امّا پس از اثبات اصالت وجود ، يعنى اثبات حقيقت خارجى وجود ، محور تمام بحث‌ها همان حقيقت وجود مىباشد . بلكه بايد گفت : بحث‌هايى كه دربارهء مفهوم وجود انجام گرفت همه مقدمه است براى اثبات حقيقت خارجى وجود ، و مقصود بالذات در حكمت متعاليه بررسى احكام و ويژگىهاى اين حقيقت مىباشد . در اين فصل نيز گفت‌وگو دربارهء احكام سلبيهء « حقيقت وجود » است و نه مفهوم آن . در اين بحث نظر به مرتبهء خاصى از وجود نيست 2 . نكتهء ديگرى كه بايد بدان توجه داشت اين‌كه ، موضوع بحث در اين فصل « حقيقت مطلق وجود » است پيش از آن‌كه هرگونه محدوديت و تعيّنى بر آن عارض گردد . به ديگر سخن : كل هستى خارجى را به عنوان يك حقيقت تشكيكى داراى مراتب ، يك‌جا و يك‌كاسه لحاظ كرده و احكام سلبى آن را بيان مىكنيم . پس در اين بحث نظر به مرتبهء خاصى از وجود نيست . احكام سلبى وجود از باب سلب نقص است 3 . وجود ، منبع همهء كمالات و خيرات است و حقيقت وجود ، از آن جهت كه حقيقت وجود است با قطع نظر از هر جهت و حيثيتى كه به آن ضميمه شود ، مساوى با كمال و اطلاق و غنا و شدّت و فعليّت است ؛ و نقص ، تقيّد ، فقر ، ضعف و امكان ، همه اعدام و نيستىها مىباشند ، و يك موجود از آن جهت به اين صفات متصف مىگردد كه وجودى محدود و توأم با نيستى است . پس اينها همه از عدم ناشى