السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

111

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

براى آن ثابت مىشود . و [ اين امر در مورد ثبوت وجود براى ماهيت نيز صادق است ، زيرا ] ثبوت وجود براى ماهيت ، مستلزم ثبوت ماهيت توسط همين وجود مىباشد . بنابراين ، اشكالى پديد نمىآيد . 3 . عده‌اى ديگر گفته‌اند : وجود ، نه در ذهن و نه در خارج هيچ تحقق و ثبوتى ندارد . لفظ « موجود » نيز گرچه مشتق است اما اين اشتقاق ، ظاهرى و صورى بوده و « موجود » ، معنايى بسيط دارد كه از آن در فارسى به « هست » تعبير مىشود . بنابراين ، « وجود » هيچ ثبوتى ندارد تا [ به مقتضاى قاعدهء فرعيت ] متوقف بر ثبوت ماهيت باشد . 4 . گروهى ديگر گفته‌اند : در رابطهء با « وجود » دو چيز داريم ، يك معناى مطلق ، كه همان معناى عام وجود است ، و ديگر حصص و بخش‌هاى مختلف اين معنا ، كه در اثر اضافه و تقييد معناى عام وجود به ماهيات مختلف پديد مىآيند ، به گونه‌اى كه تقييد داخل و قيد خارج از آن مىباشد . اما فرد ، كه عبارت است از مجموع مقيد و تقييد و قيد ، ثبوتى ندارد . بايد گفت : جواب‌هاى مذكور « 1 » علاوه بر آن‌كه باطلند ، بىفائده نيز هستند . حكيمان مسلمان راه‌هاى گوناگونى براى حلّ مشكل مذكور طى كرده و پاسخ‌هاى مختلفى دراين‌باره ارائه داده‌اند كه هيچ‌يك قابل قبول نيست . اين جواب‌ها را يكى پس از ديگرى مورد بررسى قرار مىدهيم : پاسخ نخست و نقد آن پاسخ نخست را امام فخر رازى « 2 » پيشنهاد كرده است . او مىگويد : قاعدهء فرعيت

--> ( 1 ) . مطالب گذشته براى ابطال اين پاسخ‌ها كفايت مىكند ( ط ) . ( 2 ) . فخر الدين محمد بن عمرو بن الحسين الرازى ، معروف به امام فخر رازى . هم فقيه بود و هم متكلم و هم مفسر و هم فيلسوف و هم پزشك و هم خطيب . ذهنى فوق العاده جوّال داشت و در تبحّر در علوم مختلف كم‌نظير است . در عين اين‌كه در افكار فلاسفه وارد است و تأليفاتى گران‌بها در فلسفه دارد ، طرز تفكرش تفكر كلامى است نه فلسفى ، و سخت بر فلاسفه مىتازد و در مسلّمات فلسفه تشكيك مىنمايد . در تنظيم و تبويت و تقرير مسائل ، حسن سليقه دارد . مهمترين كتاب فلسفى او المباحث المشرقيه است . شهرت بيشترش به واسطهء تفسير مفاتيح الغيب بر قرآن مجيد است كه جاى شايسته‌اى در ميان تفاسير براى خود باز كرده است . فخر رازى در سال 534 متولد شده و در سال 606 درگذشته است . ( خدمات متقابل اسلام و ايران ، ص 504 ، با تلخيص ) .