السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
102
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
حقايقى كه هيچ جهت اشتراكى ندارند و اين امر ، با وحدت و اشتراك معنوى مفهوم وجود ناسازگار است ، زيرا با دو دليل اثبات كرديم كه مفهوم واحد نمىتواند از مصاديق متباين از آن جهت كه متباينند ، انتزاع شده و بر آنها صدق كند . بنابراين ، حتما در حقيقت وجود ، جهت وحدت و اشتراكى هست كه مصحح انتزاع مفهوم واحد ( يعنى مفهوم وجود ) از آن حقيقت مىباشد و آن مفهوم ، از همان جهت اشتراك حكايت مىكند و نيز به اعتبار همان ، بر آن حقايق صدق مىكند . برهان مشكك بودن حقيقت وجود پس از اثبات اينكه وجود حقيقت واحد است ، در برابر دو احتمال قرار مىگيريم : يكى اينكه هيچ نوع كثرتى در حقيقت وجود راه نداشته و وحدت محض بر آن حاكم باشد . و اين همان سخن صوفيه است كه در آغاز بحث به آن اشاره كرديم . و دوم اينكه بگوييم : نوعى كثرت در حقيقت وجود تحقق دارد ، البته كثرتى كه نه تنها با وحدت وجود ناسازگار نيست ، بلكه مؤكّد آن نيز مىباشد . كثرتى كه ما به الامتياز در آن به ما به الاشتراك بازمىگردد ، يعنى كثرت تشكيكى . حضرت علامه - كه رحمت خدا بر او باد - براى اثبات احتمال دوم و ابطال فرض اول مىگويد : ما اگر سرى به جهان خارج بزنيم خواهيم ديد كه در عالم ، شدت و ضعف هست ، تقدم و تأخر هست ، قوه و فعل هست ، و فقر و غنا وجود دارد و هيچيك از اينها بدون آنكه كثرت تشكيكى در حقيقت وجود راه داشته باشد ، به گونهاى كه ما به الامتياز عين ما به الاشتراك باشد ، تحققپذير نيست . به ديگر سخن : اصل وجود كثرت در جهان خارج امرى بديهى و انكارناپذير است و چون ثابت شد كه حقيقت وجود ، اصيل ، واحد و بسيط مىباشد ، اين كثرت نمىتواند به واسطهء اعراض خارج از ذات ، و يا به واسطهء جزء ذات و يا به خاطر تباين حقايق وجودى از يكديگر بوده باشد و تنها صورتى كه باقى مىماند آن است كه بگوييم : « وجود يك حقيقت تشكيكى است » . ( دقت شود . )