السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )

78

على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )

آنچه به كنه شناخته شود ، مصنوع و آفريده است و خدا آفريدگار و خالق مطلق مىباشد و هرچه قيام به غير داشته باشد ، معلول و مخلوق است ولى خدا علّت است و بس . آفريننده و ايجادكننده است بدون به كار بردن وسيله و اسباب و مقدّر و اندازه‌گير است ، بدون اعمال فكر و انديشه . بىنياز است امّا نه با بهره‌بردارى و سودگيرى از چيزى ، وقت و زمان با او همراه نيستند و ابزارآلات ، او را يارى نمىكنند . هستى او از زمانها و وجود او از عدم و نيستى و ازليّتش از هرابتدا و آغازى ، سبقت و پيشى گرفته است . چون حواس و قواى فكرى را او به وجود آورده ، پس نبايد خود داراى آن قوا و حواس باشد و با ايجاد تضاد و اختلاف بين اشياء دانسته شده كه ضدّى براى او وجود ندارد و چون اشياء را او قرين و همدم يكديگر قرار داده ، پس نبايد او خود قرين و همدمى داشته باشد . اوست كه روشنى را با تاريكى ، نور را با ظلمت ، خشكى را با رطوبت و سرما را با گرما ضد و مخالف هم قرار داده است . او اشيايى را كه از هم دورند ولى همجنس و همسنخ هستند ، به هم نزديك كرده و ناهم‌جنسها را از يكديگر دور و جدا ساخته است . او به حدّى ، محدود نيست و تحت شماره نمىآيد ؛ زيرا پديده‌هاى ممكن هستند كه با حدود ويژهء خود ، ماهيّاتشان را محدود مىسازد و اجسام هستند كه به نظاير و امثالشان اشاره مىكنند .