السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )

73

على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )

ذاتش ناتوان ساخته است . اوست خدايى كه ذاتش دگرگون نمىشود و وجودش تقسيم نمىپذيرد و چون كمال محض است ، تحت شماره و عدد نمىآيد . برتر و جدا از اشياء است امّا نه به علّت اختلاف و تفاوت مكانها و مسلّط بر موجودات و مشرف بر آنهاست ، نه به‌طور آميختگى و امتزاج . به اشياء علم دارد ، امّا نه به وسيلهء ابزار و ادواتى كه با نبودن آنها علم نيز منتفى مىگردد و ميان او و معلوماتش امر زايدى به نام علم وجود ندارد ، فقط ذات اوست و بس . اگر بگوييم در گذشته وجود داشته ، مقصود اين است كه هستىاش ازلى و بىآغاز مىباشد و هرگاه بگوييم هميشه بوده ، منظور اين است كه عدم و نيستى بر او پيشى نگرفته است و خداوند از افكار و نسبتهاى كسانى كه غير از خدا ، خدايان ديگرى براى خود قرار داده و در برابر آنها عبادت و تعظيم مىكنند ، منزّه است » . على عليه السّلام در اين بخش از سخنانش به چند مسألهء فلسفى اشاره مىكند : اوّل : علم مردم نسبت به خدا از قبيل علم حضورى است نه حصولى ؛ زيرا اگر مردم از طريق علم حصولى به وجود او علم پيدا مىكردند ، طبعا ذاتش با حصول در ذهن و در خارج تجزيه مىشد و آن با وحدت حقيقيّهء ذات بارى ، ناسازگار است . دوّم : علم خدا نيز به ماسوى ، علم حضورى است ؛ زيرا خدا در علم به پديده‌ها نيازى به صور ذهنيّهء آنها - كه اساس علم حصولى