السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )

54

على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )

در اين مسأله ، همهء موحّدين مثل مسلمانان و اهل كتاب و كلّيّهء مشركين مانند وثنىها و ثنويها ، اشتراك دارند و همهء آنان كه از روى يقين و اخلاص به هستى خدا اعتراف داشته و در برابر او سر تعظيم فرودآورده‌اند و يا با مختصر تأمّل و انديشه‌اى به وجود او پىبرده ليكن از عبادت او خوددارى كرده‌اند ، همگى يك‌زبان و هم‌صدا هستند . پس منظور على عليه السّلام از كلمهء « دين » در اين مقام ، مفهوم كلّى دين است ؛ يعنى خداشناسى ، در مقابل مادّيگرى ، الحاد و زندقه است . دوّم : مرحلهء دوّم - كه يك مرحله از اصل شناسايى بالاتر است - مرحلهء تصديق وجود او و قبول و پذيرش نسبت به هستى اوست . در اين مرحله از شناخت ، انسان در برابر عظمت پروردگار به خضوع و عبادت مىپردازد و در سايهء اين تصديق و پذيرش ، پايه‌هاى اعتقادش استوارتر مىگردد ، لذا على عليه السّلام اين مرحله را تكامل يافتهء اصل معرفت و شناخت معرّفى نموده است . از سخنان ديگر آن حضرت - كه در اين مقوله بيان فرمود - سخنى است كه در نهج‌البلاغه آمده : « لا تجعلوا علمكم جهلا و يقينكم شكّا إذا علمتم فاعملوا و إذا استيقنتم فاقدموا » . « 1 » « علم و دانشتان را جهل و نادانى قلمداد نكنيد و يقين و باورتان

--> ( 1 ) - نهج البلاغهء فيض الاسلام / حكمت 266 : 1220 . ولى در آن‌جا حديث چنين است : و إذا تيقّنتم فاقدموا .