السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )

26

على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )

« علم توأم با عمل است ؛ هرآن‌كس كه بداند ، عمل نيز خواهد كرد و علم و دانش ، عمل را مىخواند ، اگر پاسخ شنيد كه هيچ و الّا با او وداع خواهد گفت » . اين مطلب هنگامى براى خواننده كاملا روشن مىشود كه ميان فلسفهء الهى ( كه احيانا در عصر حاضر در محيطها و ملّتهاى مترقّى پيدا مىشود ) و فلسفهء الهى اسلام ، مقايسه‌اى به عمل بياورد . آنان بين فلسفهء الهى و مسائل زندگى ، كاملا جدايى انداخته و قوانين وضعى و قراردادى را به كلّى از مسألهء خدا و دين تفكيك كرده‌اند ، در صورتى كه اسلام تمام قوانين و مقرراتش را براساس اخلاق كه آن‌هم بر پايهء توحيد قرار دارد ، وضع نموده است . شما به وضوح تمام مىبينيد كه حتّى دانشمندان آنان از درك كامل ساده‌ترين مسائل فلسفهء الهى عاجزند در حالىكه يك فرد عادى مسلمان كه همهء شؤون دينى و مذهبى برايش قابل احترام است ، تمام حركات و سكناتش ، قيام ، قعود ، خواب ، بيدارى ، مرگ ، زندگى و شخصيّت مادّى و معنوىاش را براى خدا منظور مىكند . اگر چنانچه اصل توحيد در تمام شؤون زندگى مرد الهى ، جارى و سارى نبود و هاله‌اى از آن ، كلّيّهء مراحل حيات او را در بر نمىگرفت ،

--> - نزديك هستند ، نقل شده است : - خير العلم ما قار نه العمل ( 3 / 428 ) . - و ثمرة العلم العمل للحيوة ( 3 / 329 ) . - و ثمرة العلم العمل به ( 3 / 328 ) .