السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )
23
على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )
هرگز چنين نيست . آنان مىتوانند اين موضوع را با دقّت و تدبير پيرامون مواد و اصول تعاليم اسلامى در بوتهء آزمايش قرار دهند . اگر آنان با انصاف ، در پى تحقيق باشند و ورود و خروجشان در بحث به نيكى صورت گيرد ، بدون معطّلى نظر خواهند داد كه تعاليم اسلامى دامنهء بحث را به نحوى بسط و توسعه داده كه اصلا چيزى و موجودى را اعمّ از حيث ذات ، صفات و افعال فروگذار نشده و همهء آنها را كه از جمله انسان در تمام شؤون هستىاش باشد ، به جهان ماوراى طبيعت ، مرتبط ساخته است . آرى ، اسلام تمام پديدههاى جهان مادّى را از هرنوع كه باشند و در هرحال و شرايط كه قرار گرفته باشند ، به خداى بزرگ كه برتر از جهان مادّى است ، ارتباط مىدهد و در اين ربط و پيوند كاملا ساحت قدس ربوبى را رعايت مىنمايد . سپس مىبينيم اسلام جهان بشرى را از لحاظ شؤون اخلاقى و عملى مورد توجّه قرار داده و در پرتو تعاليم الهى ، صفات فاضله و پسنديدهاى را كه در جامعه مفيد واقع مىگردند ، معيّن و آنها را از رذايل و صفات ناپسند مجزّا ساخته است و مردم را به سوى آنها خوانده و از اين يكيها بازداشته است . در مرحلهء سوّم ، اسلام مسائل حقوقى و فروع فقهى را كه به صورت قوانين كلّى بر اعمال و كارهاى مردم حكمفرما هستند ، در چهارچوب صفات فاضله ، تدوين نموده است . به اين ترتيب ،