السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )

20

على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )

همچنين شما خوانندهء گرامى ! آنچه را كه برخى از نويسندگان و علماى خود ما دربارهء دين و فلسفه گفته و يا نوشته‌اند دور بيندازيد . آنان مىگويند : « دين بر روى فلسفه خطّ بطلان مىكشد و اصولا موقعيّت دين غير از موقعيّت فلسفه است و اين‌دو ، هدفهاى مجزّا و جدا از هم دارند ! » . اينان تفسير صحيحى از فلسفه نكردند و گمان بردند فلسفه جز يك سلسله آرا و نظريّات مردانى از يونان و غير يونان كه در ميانشان خداشناس و منكر خدا ، ملحد و متّقى ، مؤمن و كافر و خطاكار و صواب‌كار وجود دارد ، نيست . به زعم اينان منظور از طرح مباحث فلسفى جز اين نيست كه به آن فلاسفه و دانشمندان تشبّه كنيم و از مشاهير و شخصيّتهاى نامدار آنان پيروى و تقليد نماييم ! اگر فلسفه همين باشد كه اين عدّه گمان دارند و حقيقت همان باشد كه اينان ادّعا مىكنند ، جدّا سزاوار است كه فلسفه را از حريم دين طرد كنيم ليكن خوشبختانه موضوع از اين قرار كه اين عدّه خيال كرده‌اند نيست . اين سخن تنها در مورد فنون و صناعاتى صادق است كه در آنها فقط به اجماع و اتّفاق يك طايفه از رجال و آرا و نظرات مشهورشان تكيه مىشود . در اين فنون به استقراى مذاهب و مشربهايى كه در يك سلسله مسائل وحدت نظر دارند و دليلى جز اتّفاق و اجماع به وجود آورندگان آن نيست ، اكتفا مىشود .