السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )
14
على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )
و از اصل وجود و اقسام و خواص و احكام آن به طور كلّى و عمومى بحث به عمل مىآورد و به دنبال آن به فكر و انديشه پيرامون علّت و معلول ، امكان و وجوب ، قوّه و فعل ، قدم و حدوث مىپردازد . اينگونه مباحث اگرچه فقط به طور اجمال و سربسته براى انسان ، معلوم و مفهوم بوده است ليكن بالأخره او را از عالم طبيعت به ماوراى آن متوجّه ساخته و خواه و ناخواه به غور در مسألهء مبدأ و اصل هستى ، سوق داده است ؛ چون انسان دريافته كه جهان مادّى به تنهايى همراه فقر و نياز است و بدون اعتماد و تكيه به يك مبدئى كه احتياج او را بر طرف سازد و به او هستى بخشد ، نمىتواند به پاى خود بايستد تا بالأخره داراى يك نوع استقلال وجودى گردد و اين همان « فلسفهء الهى » است كه از هستى و وجود خداوند عزّ اسمه بحث مىكند . و اين اگرچه خود يكى از صدها موضوعى است كه در فلسفهء عمومى مورد بحث قرار مىگيرند الّا اينكه تحقيق دربارهء آن ، ديگر مسائل فلسفى را از حال تشتّت و پراكندگى به سوى وحدت و يكپارچگى مىكشاند و آنها را به صورتى آراستهتر و در شكلى زيباتر ظاهر مىسازد ؛ چون اين تنها فلسفهء الهى است كه بين تمام موجودات و پديدهها ( كه موضوع فلسفهء عمومى هستند ) به واسطهء ذات بارى تعالى - كه آفريدگار و هستىبخش همهء آنهاست - ارتباط برقرار كرده و همبستگى و وحدت شگفتآورى بهوجود مىآورد . خواننده متتبّع ، اين حقيقت را از يك سو مىتواند در لابلاى