السيد الطباطبائي

70

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى )

أَبُوهُما صالِحاً فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما وَ يَسْتَخْرِجا كَنزَهُما » . « 1 » چون توجه به خير و ارادهء كمال و نفع ، مستند به ذات الهى است ، لهذا نسبت به پروردگار داده شده است . و همچنين از سخنان حضرت ابراهيم عليه السلام اين طريقه از تكلم مشهود است ؟ آن جا كه گفت : « الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ * وَ الَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ * وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ » . « 2 » در اين‌جا مرض را به خود و شفا را به خدا نسبت داده است . رسيدن به مقام اسلام اعظم و رَفْض انانيت نفس كه محلِ بروز و ظهور شيطان است بايد به توفيق الهى صورت گيرد . حاج امام قلى نخجوانى كه استاد معارف مرحوم آقا سيد حسن آقا قاضى والد مرحوم آقا حاج ميرزا على آقا قاضى - رضوان اللَّه تعالى عليهم - بود و در نزد مرحوم آقا سيد قريش قزوينى - رضوان اللَّه عليه - در اخلاقيات و معارف الهيه مراتب استكمال را طى مىنمود ، گويد : پس از آن كه به سن پيرى و كهولت رسيدم شيطان را ديدم كه هر دوى ما در بالاى كوهى ايستاده‌ايم . من دست خود را بر محاسن خود گذارده و به او گفتم : مرا سن پيرى و كهولت فرا گرفته ، اگر ممكن است از من درگذر . شيطان گفت : اين طرف را نگاه كن . وقتى نظر كردم درّه‌اى را بسيار عميق ديدم كه از شدت خوف و هراس عقل انسان مبهوت مىماند . شيطان گفت : در دل من رحم و مروت و مِهر قرار نگرفته ؛ اگر چنگال من بر تو بند گردد جاى تو در ته اين درّه خواهد بود كه تماشا مىكنى .

--> ( 1 ) . همان ، آيه 82 : [ و اما آن ديوار از آنِ دو كودك يتيمى در شهر بود كه گنجى برايشان زير آن نهفته بود و پدرشان مرد صالح و شايسته‌اى بود ، پس پروردگار تو خواست كه آنان به رشد خود برسند و گنجشان را بيرون آورند . ] ( 2 ) . شعراء ، آيات 78 - 80 : [ [ خداى من ] آن كسى [ است ] كه مرا آفريده ، پس هدايتم مىكند و آن كسى [ است ] كه مرا خوراك مىدهد و سيرابم مىكند و چون بيمار شوم مرا شفا مىبخشد . ]