السيد الطباطبائي

68

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى )

احوال عجيبه او را حاصل شده است . اين مرتبه ، همان مقام اسلام اعظم است كه در آيات قرآنيه به طور روشن از آن ذكر شده است : « أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ » . « 1 » و هكذا قوله تعالى : « مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ » . « 2 » مخفى نماند كه در اين موقع سالك به واسطهء آن چه از خود مشاهده مىكند ممكن است او را از اعجاب و انانيت در گيرد و بزرگ‌ترين دشمن جانى و قتّال او كه نفس خود اوست با او روبه‌رو گردد ، چنان كه در حديث وارد است كه : « اعْدَى عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتى بَيْنَ جَنْبَيْكَ . » « 3 » و اگر در اين حال ، عنايت ربانيه او را انقاذ نكند به كفر اعظم مبتلا مىشود . و به همين كفر اشاره فرموده‌اند كه : « النَّفْسُ هِيَ الصَّنَمُ الأكْبَرُ . » « 4 » اين بت‌پرستى بود كه حضرت ابراهيم عليه السلام از آن به خدا التجا نموده و دورى آن را از خدا طلبيد : « وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ . » « 5 » چه پر ظاهر است كه در حقِ حضرت خليل الرحمن ، پرستش اصنام مصنوعه غير متصور است . و همين شرك است كه حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله از

--> ( 1 ) . انعام ، آيه 122 : [ آيا آن كس كه بى جان بود و ما زنده‌اش كرديم و براى او نورى قرار داديم كه بدان وسيله در ميان مردم راه مىرود ، چون كسى است كه در تاريكىها به سر مىبرد و از آن بيرون نمىشود ؟ اين‌چنين ، اعمال كافران براى آنان جلوه داده شده است . ] ( 2 ) . نحل ، آيه 97 : [ هر كس كه كار شايسته كند مرد باشد يا زن ، در حالى كه مؤمن باشد ، او را به زندگانى پاك و دلنشينى حيات بخشيم و چنين كسانى را به جزايى كه بهتر از عملشان است پاداش مىدهيم . ] ( 3 ) . [ سرسخت‌ترين دشمنانت همان نفس توست كه ميان دو پهلوى توست . ] ( 4 ) . [ نفس ، همانا بت بزرگ‌تر است . ] ( 5 ) ابراهيم ، آيه 35 : [ و من و پسرانم را دور بدار از آن كه بت‌ها را پرستش كنيم . ]