السيد الطباطبائي

64

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى )

سهل و آسان مىگردد ، همهء آن‌ها مُنقاد و مطيع روح بوده و دقيقه‌اى از آنات از اطاعت او سر باز نمىزنند . خداوند تبارك و تعالى در حق اين طايفه مىفرمايد : « قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ * وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ » . « 1 » چون اشتغال به لهويات متفرع بر ميل و رغبت به آن‌هاست و سالكِ مؤمنِ به ايمان اكبر كه به مرتبهء احسان رسيده و در او ملكه شده ، ابداً ميل و رغبتى به آن‌ها ندارد و از طرف ديگر ، چون مىداند كه دو محبت و شوق در يك دل جاى نمىگيرد ، لقوله تعالى : « ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ » « 2 » اگر در دلِ سالكى ميل و رغبت به امور لهويه باشد ، انّاً « 3 » كشف مىكنيم كه ميل و رغبت الهى در او نبوده و چنين قلبى منافق خواهد بود ، چه در موردِ امور راجع به خداى تعالى اظهار ميل مىكند و در امورِ لغويه و لهويه نيز رغبت و ميل دارد . و اين نفاق ، نفاق اكبر است كه در مقابل ايمان اكبر قرار دارد و تسليم و اطاعتِ قلبىِ آن ، متولد از رغبت و اشتياق باطنى نيست ، بلكه متولد از عقل و زاييدهء خوف و ملاحظه‌كارىهايى است كه در انسان پديد مىگردد . و اشاره به همين نفاق است قوله عزّ من قائل : « وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى » « 4 » سالك هنگامى به ايمان اكبر مىرسد كه هيچ درجه از درجات اين نفاق در او نباشد و به هيچ وجه افعال او ناشى از مُدرَكات عقليه و صلاح‌انديشى و محافظه‌كارى و مسبَّب از خوف نباشد ، بلكه صرفاً بر اساس اشتياق و محبت و به داعيهء عشق و ميل و رغبت انجام گيرد .

--> ( 1 ) . مؤمنون ، آيات 1 - 3 ، از سوره 23 مؤمنون : [ به راستى كه مؤمنان رستگار شدند ؛ آنان كه در نمازشان خشوع دارند ، و آنان كه از لغو و بيهوده رو گردان‌اند . ] ( 2 ) . احزاب ، آيه 4 : [ خداوند براى يك مرد ، دو دل در درونش ننهاده است . ] ( 3 ) . در اصطلاح ، « برهان انّى » ، پىبردن به علت و مؤثر از راه معلول و اثر را گويند ( 4 ) . نساء ، آيه 142 : [ و چون به نماز ايستند به حال كسالت ايستند . ]