السيد الطباطبائي
62
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى )
الْيَقينُ » « 1 » . و علاوه بر ترك اعتراض بايد در قلب او هيچ نوع گرفتگى و غبارى نسبت به احكام تشريعيه و تكوينيهء الهيه نباشد ، كما ورد فى قوله تعالى : « فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً » ؛ « 2 » سوگند به پروردگار تو اى پيغمبر كه اينان ايمان نمىآورند مگر آن هنگامى كه در منازعات و مشاجراتِ واقعهء بين خود ، تو را حَكَم قرار دهند و سپس آن كسى كه حُكْم بر عليه او نمودى و خود را متضرر ديد به هيچ وجه در دل خود از اين حكم ضيق و تنگى نيابد ، بلكه شاد و خرم باشد و از جان و دل به حقيقت مرتبهء انقياد ، تسليم و خشنود باشد . اين مرحله همان مرحلهء ايمان اكبر است كه اسلام اكبر به روح سرايت نموده و دل و جان را حقاً متصرف شده است . ايمان اكبر وقتى كه دل سالك به نور اسلام اكبر منوَّر گرديد ، گاه و بىگاه بر او حالى دست مىدهد كه علاوه بر ادراك شعورى ، مشاهده مىكند كه هر چه هست مستند به بارى تعالى است و به عبارت ديگر ، خداى را در همهء احوال حاضر و ناظر مىيابد ؛ و اين همان مرحلهء شهود و اسلام اكبر است . و چون هنوز به سرحد كمال نرسيده است كه به تمام اركان بدن سرايت كند و اعضا و جوارح را متصرف گردد ، لهذا موانع ماديه و مشاغل و شواغل طبيعيه او را از اين حال صرف نموده و در حال اشتغال به شغلى آن شهود را از دست مىدهد و غفلت او را مىگيرد . لذا بايد سالك با عزم راسخ ايستادگى نموده و آن حال را به مقام ملكه بالا برد و به كمال برساند تا شواغل خارجيه نتوانند
--> ( 1 ) . [ به درستى كه اسلام همانا تسليم است و تسليم ، يقين . ] ( 2 ) . نساء ، آيه 65