السيد الطباطبائي
12
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب ( طبع قديم ) ( فارسى )
هر دو را با يكديگر چون شير و شكر بهم درآميختهاند ، از ظاهر ، مرادشان وصول به باطن ، و باطن را بدون ظاهر هَباءً مَنْثُوراً شمارند . اللّهُمَّ نوّر ظاهرى بطاعتك ، و باطنى بمحبّتك ، و قلبى بمعرفتك ، و روحى بمشاهدتك ، و سرّى باستقلال اتّصال حضرتك ، يا ذا الجلال و الإكرام « 1 » « 2 » . و از همين جا روشن مىشود كه براى تكميل نفس و طىّ مدارج و معارج كمال انسانيّت اكتفا به علوم الهيّهء ذهنيّهء تفكيريّه مانند تعليم و تعلّم فلسفه به هيچ وجه من الوجوه كافى نخواهد بود ، چون ترتيب قياس و برهان بر اساس منطق صحيح و مقدّمات صحيحه نتيجهء اقناعيّه براى ذهن مىدهد ، ولى قلب و روح را اشباع نمىكند و روان را از تشنگى و عطش وصول به حقايق و شهود دقايق سيراب نمىسازد . گرچه علم حكمت و فلسفه داراى اصالت و متانت است ، و اشرف علوم ذهنيّه و تفكيريّه است كه توحيد را بر پايهء برهان استوار نموده و راه هرگونه شكّ و شبهه را مسدود مىكند ، و بر اين اصل
--> ( 1 ) - از جمله فقرات دعاى منسوب به امير المؤمنين عليه السلام كه حاج مولى جعفر كبوتر آهنگى آن را شرح كرده و در كتاب كوچك جيبى طبع شده است . ( 2 ) - [ خداوندا ظاهرم را به طاعتت ، و باطنم را به محبّتت ، و قلبم را به شناختت ، و روحم را به ديدارت ، و سويدايم را به پيوستگى تامّ به حضرتت نور بخش ، اى صاحب جلال و جمال ] .