السيد الطباطبائي
57
مجموعه رسائل ( فارسى )
حتّى يَسْتَبينَ لَهُ ما فى الْحُجُب . « 1 » و در كتاب كامل الزيارة تأليف « ابن قولويه » ، به طور مسند از « ابن ابى يعفور » از ابىعبداللَّه عليه السلام روايت شده است كه فرمود : بينما رسول اللَّه صلى الله عليه و آله في منَزلِ فاطمة ، وَ الحسين في حِجرِهِ ، إذ بَكى و خَرَّ ساجداً ثُمّ قالَ : يا فاطمة ! يا بِنْتَ محمّدٍ صلى الله عليه و آله إنَّ الْعليَّ الأعلى تراءى لي في بيتك هذا في ساعتى هذِهِ في أحسن صورةٍ و أهيأَ هيئتهٍ ، و قالَ لى : يا محمد صلى الله عليه و آله ! أتُحِبُّ الْحُسينَ عليه السلام ؟ فَقُلْتُ : نَعَمْ ، قُرَّةُ عَيني ، و رَيْحانتي ، و ثمرةُ فُؤادي و جلدةُ ما بَيْن عَيني ، و قالَ لي : يا محمد - و وَضَع يَدَهُ على رأسِ الْحسين - بُوِركَ مِنْ مولوِدٍ عليهِ بركاتى و صَلواتي و رحمتي و رضواني . « 2 » و ديگر از روايات در خصوص مطلب ياد شده اين سخن حضرت على عليه السلام است كه يك حديث مستفيض است و مىفرمايد : « لم اعْبُدْ رَبّاً لَمْ أرَهْ » . « 3 » و نيز اين سخن ديگر حضرت عليه السلام است كه فرمودهاند : ما رأيتُ شيئاً إلّاو رأيتُ اللَّهَ قَبْلَهُ . « 4 » و خلاصهء سخن آنكه : اخبار و روايات در اين زمينه آنقدر فراوان است كه به حدّ استفاضه يا تواتر رسيدهاند . و مراد از رؤيت در اين بحث كه مطرح شد ، آگاهى و
--> ( 1 ) . رسول خدا صلى الله عليه و آله هرگاه كه خدا را با چشم دل مىديد ، او را در نورى مانند نور پرده قرار مىداد تا اينكه آنچه در پشت پرده است برايش آشكار و هويدا گردد ( 2 ) . وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله در خانه فاطمه عليها السلام تشريف داشت و حضرت حسين عليه السلام در آغوشش بود كه ناگاه حضرت گريست و به سجده افتاد ، سپس گفت : اى فاطمه ! اى دختر محمد صلى الله عليه و آله ، همانا خداوند علىّ أعلى در همين ساعت و در همين خانه تو ميوهء دلم ، در زيباترين صورت و گواراترين هيئت بر من تجلى كرد و فرمود : اى محمد صلى الله عليه و آله آيا حسين عليه السلام را دوست مىدارى ؟ عرض كردم : بلى ، او نور چشم و گلم و ميوهء دلم و ميان دو چشمم است ، و به من فرمود : اى محمد - و دست خود را روى سر حسين قرار داد - بر تو مبارك باد فرزندى كه بركات من و درود و رحمت و خشنودى من بر اوست ( 3 ) . خدايى را كه نبينم نمىپرستم ( 4 ) . هيچ چيزى را نديدم مگر اينكه پيش از آن خدا را ديدم