السيد الطباطبائي
52
مجموعه رسائل ( فارسى )
مىباشد نه « شاهد » . و همچنين است اين بخش از آيه كه مىفرمايد : « أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ . . . » كه اين قسمت آيه ، همچون اعتراضى است به محجوبان ، و قسمت ديگر آيه كه مىفرمايد : « أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ » ، به منزلهء جواب است بر اعتراض مذكور . و سياق اين آيهء اخير كه مىفرمايد : ألا إنّهم . . . با آنچه كه دربارهء « لقاء » گفتهاند كه مقصود از « لقاء » ، همان موت و قيامت است به طور مجازى ، زيرا آيات خداوند در آن هنگام بروز و ظهور مىيابد به طورى كه گويى حق تعالى مشهود و مرئى مىگردد ، منافات و ناسازگارى دارد . خداوند با آيهء فوق در حقيقت به ردّ سخن اين كسان ، دربارهء « لقاء » پرداخته و فرموده است كه او به هر چيز محيط و به همه چيز احاطه دارد . و احاطهاش بر اشياء ، در دنيا و قيامت و بعد از مرگ ، يكسان است ، پس هيچ وجهى ندارد كه « لقاء » را از جهت احاطهء به « لقاء » پس از مرگ و به قيامت ، تفسير كنند . در اين صورت ديگر اين آيه با آيهء سابق ربطى ندارد ، بلكه معناى آيه - و البته خداوند داناتر است - اين مىشود كه او خود در گواهى دادن بر حقيقت و ثبوت خويش كفايت مىكند و او خود مشهود هر چيزى است و ليكن آيات و نشانههاى خود را در آفاق و انفس به آنان مىنماياند تا شك و ترديدى كه براى آنان نسبت به شهود و لقاء و ديدار پروردگار روى داده است - در حالى كه اين ترديد براى ايشان به هيچ روى روا نيست - از ايشان زدوده گردد . و چگونه شك و ترديد در اين مورد روا باشد ، در حالى كه خداوند بر همهء اشياء احاطه دارد و اول و آخر و ظاهر و باطن فقط اوست و به هر سو كه رو بياورى خدا را مىيابى ، و هيچ سه نفرى نيستند كه با هم نجوى كنند مگر اينكه خداوند چهارمين آنهاست و نه هيچ پنج نفرى ، مگر اينكه او ششم آنهاست ، و او با شماست هر جا كه باشيد ، و كسى كه شأن او اين باشد ، كجا مىشود كه شهود و لقايش مورد ترديد و شك