السيد الطباطبائي
50
مجموعه رسائل ( فارسى )
نفى رؤيت رسيده است تمسك مىجويند و تمام آيات و رواياتى كه « رؤيت » را اثبات مىكند ، تأويل كرده و حمل بر مجاز كردهاند . و تو نيك مىدانى كه دليل آنان متوجه نفى رؤيت بصرى و مشاهدهء حسى است كه جز شمارى اندك از متكلمين اهل سنت و اهل ظاهر - همانگونه كه به آنان نسبت داده شده است - كسى ادعاى چنين مطلبى نكرده است . و اخبارى كه در نفى رؤيت رسيده است در مقام رد اين چنين كسانى است . اين مطلبى است كه با تتبع و مراجعه به مناظرات و احتجاجهاى معصومين عليهم السلام روشن و آشكار مىشود . پس منظور معتقدان به « رؤيت و شهود » ، رؤيت بصرى و مشاهدهء حسّى نيست ، بلكه آنان معتقد به نوع ديگرى از شهودند كه عبارت از اين است كه موجود امكانى ، فقر و نياز و عدم استقلال ذات خود را و غناى محض مبدع و پديد آورندهء خويش را با تمام وجود امكانى خود ، نه با چشم حسّى و نه در مقام ذهن و فكر . مشاهده كند ، و اين مطلبى است كه براهين عقلى آن را به خوبى ثابت كرده است و ظواهر كتاب و سنت نيز بر آن شهادت مىدهند . بلكه مقتضاى براهين عقلى ، استحالهء انفكاك موجود امكانى از چنين شهودى است و آنچه كه مطلوب است البته همان علم به شهود و معرفت است ، نه اصل شهود ضرورى ، كه علم حضورى است . خلاصه : چون عمدهء نفى مخالفان شهود ، متوجه مسئلهء رؤيت است ، ما ، پارهاى از دلايل آنان را يادآور مىشويم و بقيه را به آينده ارجاع مىدهيم . آياتى كه مورد استناد قرار گرفتهاند چنين است : خداوند مىفرمايد : « وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ * إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ » . « 1 » « وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى » . « 2 »
--> ( 1 ) . آن روز رخسار طايفهاى از شادى برافروخته و نورانى است و جمال حق را مشاهده مىكنند ( 2 ) . و كار خلق عالم به سوى خدايت منتهى مىشود