السيد الطباطبائي

38

مجموعه رسائل ( فارسى )

مانند لذت خوردن غذاى خوش‌مزه و نوشيدن آشاميدنى گوارا و ديدن چهره زيبا و مانند آن كه بزرگ‌ترين و بيشترين لذت‌هاى اين نشئه را تشكيل مىدهند ، نخستين نقصان و عيبى كه در آنهاست كوتاهى زمان بهره‌گيرى و همانا ناپايدارى آنهاست ، ديگر اين‌كه اين لذات به هزاران آفت طبيعى و ناكامى و درگيرىهاى اجتماعى آميخته شده كه اگر يكى از آن آفات در اين لذات راه يابد ، زيبايى و گيرايى خود را از دست مىدهند . پس لذت‌جويى ، به وسيلهء اين‌گونه لذت‌ها و خوشىهاى زودگذر و نيز خود لذت‌جويى و لذت جويان ، همگى بين هزاران هزار عامل ضد لذت قرار گرفته‌اند كه اگر يكى از آن عوامل تلخ سازندهء لذات ، در خوشىها راه يابد ، آنها را تباه مىسازد و از ميان مىبرد . باتأمل كافى ، روشن مىگردد كه ريشه و خاستگاه تمامى اين كاستىها و دردها ، همچون نواقص خلقت يا به طور مستقيم و يا غير مستقيم ، تنها ماده است و آن‌جا كه ماده‌اى نيست ، هيچ يك از اين نواقص و مصائب و آلام مربوط به آن نيز در ميان نيست . پس اين نواقص و كاستىها مربوط به اين نشئهء دنياست . و اما « عالم مثال » كه فوق اين نشئه است پاك و مبرا از اين عيوب و نواقص است ؛ زيرا موجودات عالم مثال ، صورت‌هاى بدون ماده هستند و لذت‌هاى مثالى ، هيچ گونه عامل منافى وناسازگار در مقابل خود ندارند . و مراد ما از ماده ، همانا جوهرى است كه نامحسوس است و قبول انفعال و اثرپذيرى مىكند و صورتى است كه ماده ندارد ، نه اين‌كه مقصود ما از ماده ، جسميت باشد . ( پس اين را بدان ! ) . با تأمل و انديشهء بيشتر مىفهميم كه در عالم مثال نيز پاى حد و مرز و كاستى و نقص در ميان است ، زيرا هر محدودى در ذات خود داراى مرتبه‌اى خالى از حدّ است كه خارج از ذات اوست چنان‌كه در جاى خود با برهان ، ثابت گشته است . پس هستى ،