السيد الطباطبائي

27

مجموعه رسائل ( فارسى )

فصل اول‌در اين‌كه ظاهر دين را باطنى ، و صورت حقّهء آن را حقايقى است مىگوييم : موجودات به يك لحاظ به دو قسم تقسيم مىشوند ، زيرا هر معنايى را كه ادراك مىكنيم ، يا چنين است كه مطابقى در خارج دارد و فى نفسه موجود است - خواه ادراك كننده‌اى باشد يا نباشد - مانند جواهر خارجيه از قبيل جماد ونبات و حيوان و امثال آنها و يا اين‌كه چنين نيست و معناى دريافت شده جز بر حسب تعقل و اعتبار ما ، مطابقى و ما بازايى در خارج ندارد . همچون مالكيت ، زيرا در مورد مالكيت ، ما غير از وجود مملوك كه مثلًا زمين باشد و وجود مالك كه مثلًا شخص انسان باشد ، چيز ديگرى كه مالكيت ناميده مىشود در خارج نمىيابيم ، بلكه مالكيت معنايى است كه قائم به تعقل است و اگر تعقل و اعتبار در بين نباشد نه ملكى در كار است و نه مالك و مملوكى ، بلكه تنها انسانى هست و زمينى . قسم اول از ادراكات ، « حقيقت » ناميده مىشود و قسم دوم ، « اعتبار » . ما در كتاب خويش به نام اعتبارات ، برهان اقامه كرده‌ايم كه هر اعتبارى قائم به حقيقتى است كه تحت آن است . سپس اگر ما تمامى معانى و اعتبارات مربوط به انسان و پيوندهايى را كه بين خود اين معانى و اعتبارات برقرار است - مثل مالكيت ، رياست ، معاشرت‌ها ، متعلقات ، دارايىها و ساير اختصاصات - مورد تتبع و تأمل قرار دهيم ،