السيد الطباطبائي

253

مجموعه رسائل ( فارسى )

پوشيده نيست ولى اينان از من دست بردار نيستند و هرجا بروم و هرجا باشم مرا خواهند كشت . ( برخى از اين روايات اگرچه معارض دارد يا از جهت سند خالى از ضعف نيست ، ولى ملاحظهء اوضاع و احوال روز و تجزيه و تحليل قضايا آنها را كاملًا تأييد مىكند . ) اختلاف روش امام عليه السلام در خلال مدت قيام خود البته مراد از اين‌كه مىگوييم مقصد امام عليه السلام از قيام خود شهادت بود و خدا شهادت او را خواسته بود اين نيست كه خدا از وى خواسته بود كه از بيعت يزيد خوددارى نمايد ، آن‌گاه دست روى دست گذاشته ، به كسان يزيد اطلاع دهد كه بياييد مرا بكشيد و بدين‌طريق خنده‌دار وظيفهء خود را انجام دهد و نام قيام روى آن بگذارد ، بلكه وظيفهء امام عليه السلام اين بود كه عليه خلافت شوم يزيد قيام كرده ، از بيعت با او امتناع ورزد و امتناع خود را كه به شهادت منتهى خواهد شد ، از هر راه ممكن به پايان رساند . از اين‌جاست كه مىبينيم روش امام عليه السلام در خلال مدت قيام به حسب اختلاف اوضاع و احوال مختلف بوده . در آغاز كار كه تحت فشار حاكم مدينه قرار گرفت ، شبانه از مدينه حركت كرده ، به مكه كه حرم خدا و مأمن دينى بود پناهنده شد و چند ماهى در مكه در حال پناهندگى گذرانيد . در مكه تحت مراقبت سرّى مأمورين آگاهى خلافت بود تا تصميم گرفته شد توسط گروهى اعزامى در موسم حج كشته شود يا گرفته شده ، به شام فرستاده شود و از طرف ديگر سيل نامه از جانب عراق به سوى آن حضرت باز شده ، در صدها و هزارها نامه وعدهء يارى و نصرت داده ، او را به عراق دعوت كردند و در آخرين نامه كه صريحاً به عنوان اتمام حجت ( چنان كه بعضى از مورّخين نوشته‌اند ) از اهل كوفه رسيد ، آن حضرت تصميم به حركت و قيام خونين گرفت . اول به عنوان اتمام حجت مسلم بن عقيل را به عنوان نمايندهء خود فرستاد و پس از چندى نامهء مسلم مبنى بر مساعد بودن اوضاع نسبت به قيام به آن حضرت