السيد الطباطبائي
212
مجموعه رسائل ( فارسى )
موضوع علم اخص هستند اما عارض ذاتى حصهاى از موضوع علم محسوب مىشوند ، و از آنجا كه تساوى ( موضوعات مسائل باموضوع علم ) واجب است تا ( عوارض ) ذاتى باشند ، پس ناچار بايد عوارض ذاتى حصص ديگر نيز موجود باشند تا بر روى هم به نحو ترديد بين جميع ، ذاتى نفس موضوع باشند . از اينجاروشن مىشود كه در چنين موردى چارهاى جزتقسيم موضوع نيست ، و در مورد عارض ، نوع و جزء چارهاى جز اين نيست كه محمولى بايد باشد كه ازنظر تصور موضوعش ، ازتصور موضوع اول بىنياز نباشد . سپس همانطور كه بيان كردهاند مىگوييم : مسائل - كه محمولاتى هستند كه درعلوم براى موضوعات خود اثبات مىشوند ، يا عبارت از قضاياى ياد شدهاند - از آنجا كه در خود به خود بين بودنشان ، يا در تبيين شدنشان از طريق برهان ، به يقين نياز دارند ؛ پس از امورى هستند كه از آنها سؤال مىشود و مورد طلب واقع مىشوند . و يا از ماهيت مطالب و يا از وجود فى نفسه يا وجود لغيره آنها سؤال مىشود . و تمام اين مطالب و تفصيل اين مطالب باكثرت انواع سؤال كثرت پيدا مىكنند ، مانند مطلب ما ، مطلب هل ، لم ، اى ، اين ، متى و من ، لكن اصول مطالب سه مطلب است : مطلب ما ، مطلب هل ومطلب لم ، وهريك از مطالب سه گانه بردوقسم است . مطلب ما بر دوقسم است : اول « ما شارحه » ، كه با آن از معناى لفظ به حسب وضع سؤال مىشود . و دوم ، « ماحقيقيه » ، كه باآن از ماهيت شىء سؤال مىشود . مطلب هل نيز دو قسم است : هل بسيط ، كه با آن از وجود شىء سؤال مىشود ، وهل مركب ، كه با آن از وجود شىء براى شىء سؤال مىشود . مطلب لم نيز بر دو قسم است : لم ثبوت ، كه باآن ازعلت نفس الامرى موجود سؤال مىشود ، و لم اثبات ، كه باآن ازعلت تصديق سؤال مىشود . ووجه رجوع به هر يك از اين سه مطلب از بيانات گذشته روشن شد . مطلب ما شارحه بر مطلب هل مقدم است ، زيرا تا معناى لفظ معلوم نشود ،