السيد الطباطبائي

204

مجموعه رسائل ( فارسى )

فصل هفتم : در احكام برهان ان شكل اول را درنظر مىگيريم ، وهمان‌طور كه بيان كرده‌اند مىگوييم : برهان ان ، بر حسب تقسيم ، احتمال دارد از مقدماتى حاصل شود كه سبب ندارند و يا از مقدماتى حاصل شود كه سبب دارند . در صورت دوم يا حد اكبر علت حد اوسط است ، و يا هردو معلوم علت سومى هستند . قسم اول نزد جمهور منطقيون « دليل » و قسم دوم « برهان ان مطلق » ناميده مىشود . سپس همان‌طور كه بيان كرده‌اند مىگوييم : « دليل » خود به خود توليد يقين نمىكند . براى مثال فرض مىكنيم كه « ج » ، « ب » است و « ب » ، « الف » است و « الف » علت « ب » است . در اين‌جا ضرورت « ج ب است » از ضرورت « ج الف است » متأخر است ، و از طرف ديگر ضرورت « الف » بودن « ج » ، كه نتيجه است ، از ضرورت « ب » بودن « ج » ( صغرى ) متأخر است ، بنابراين يقين به « الف » بودن « ج » از يقين به « ج » بودن « الف » متأخر است و اين دور است . پس مطلوب ما ثابت است . سپس همان‌طور كه بيان كرده‌اند مىگوييم : برهانى كه حد اوسط وحد اكبر آن ، هر دو ، معلول امر سومى باشند خود به خود توليد يقين نمىكند . براى مثال فرض مىكنيم كه : « ج » ، « ب » است و « ب » ، « الف » است و « ب » و « الف » ، هر دو ، معلول امر سوم كه « د » است مىباشند . در اين‌جا ضرورت « الف » بودن « ب » بر ضرورت « د » بودن « ب » متوقف است ، و با ضرورت « د » بودن « ب » است كه ضرورت « الف » بودن « ج » و « الف » بودن « ب » همزمان در مرتبه واحدى ثابت مىشود ، و همين‌طور يقين به اين دو نيز به همين ترتيب حاصل مىشود . ولى ما فرض كرده بوديم كه يقين به « الف » بودن « ب » مقدم بر « الف » بودن « ج » است ، و اين خلف است . از اين‌جا روشن مىشود كه قياس از يكى از دو متضايف ، يا دو متلازم ، و به‌طورى كلى از يكى از هر دو چيزى كه علم به آنها يك‌سان است به ديگرى توليد يقين نمىكند .