السيد الطباطبائي
199
مجموعه رسائل ( فارسى )
شود . و همانطور كه گذشت عارض حقيقى بر امر مساوى خود عارض است ، و حمل گاهى حمل مستقيم است - كه عبارت از حمل عارض با لذات بر معروض بالذات است - و گاهى حمل منحرف است - كه عبارت است از حمل معروض بر عارض ، زيرا در اين صورت در حقيقت آن چيزى حمل مىشود كه متصف به عارض است ، چون همانطور كه در فلسفه اولى بيان شده است وجود عارض وجود لغيره است - پس با توجه به تمام اين مطالب مىتوان عارض ذاتى را چنين تعريف كرد كه : آن عبارت است از محمول ذاتى كه موضوع يا مقوم موضوع در حد آن ، يا آن در حد موضوع اخذ شود . و منظور از مقوم موضوع ، موضوع موضوع است . همانطور كه در فلسفه اولى بيان شده است اين امر نيز به خاطر جواز قيام عرض به چيز ديگر است . مثلًا جسم طبيعى ، سطح و خط را به عنوان مثال در نظر مىگيريم ، اگر گفتيم اين جسم داراى سطح است ، موضوع كه جسم است ، در حد محمول اخذ مىشود . و اگر گفتيم اين سطح داراى خط است ، مقوم موضوع ، كه جسم است . در حد محمول اخذ مىشود . و اگر گفتيم اين سطح داراى جسم است ، محمول در حد موضوع اخذ مىشود . و اگر گفتيم اين خط داراى سطح است . باز محمول در حد موضوع اخذ مىشود ، و آن چنانچه گذشت در حقيقت چيزى است كه داراى خط است نه اين كه خود خط باشد ؛ و ممكن نيست مقوم محمول در حد موضوع اخذ شود ، زيرا آنچه كه در موضوع اخذ مىشود مقوم خود است . « 1 » فصل سوم لازم است مقدمه برهان « ضرورى » باشد ، همانطور كه بيان كردهاند مىگوييم : اگر
--> ( 1 ) . مقوم هر محمول . موضوع آن محمول است . بنابراين اگر مقوم محمول در حد موضوع اخذ شود ، مثل اين است كه خود موضوع در حد موضوع اخذ شده باشد . به همين خاطر ، مرحوم استاد فرمودند كه امكان ندارد مقوم محمول در حد موضوع اخذ شود