السيد الطباطبائي
190
مجموعه رسائل ( فارسى )
حمل بر دو معنا : ثبوت شىء براى شىء و ثبوت شىء نزد شىء به نحو اشتراك اسمى واقع مىشود . مبدأ اول تصديق ، قضاياى ضرورى محسوسى است كه موضوع يا هر دو طرف آنها از امور و صور عينى است . و بااين قضايا تجربه صورت مىگيرد ، زيرا ضرورت جز با يقين حاصل نمىشود ، و يقين جز با دوام نسبت براى موضوع ، يقين محسوب نمىشود ، براى اين كه اگر جايز باشد كه اين نسبت در زمانى زايل شود و در زمانى حاصل گردد ، در اين صورت موضوع خود به خود مقتضى محمول نخواهد بود . از سوى ديگر . از آن جهت كه حس واحد جز حصول موضوع و حصول محمول همراه آن را در نفس ايجاب نمىكند ، و اين امر مستلزم اين نيست كه حكم ، دائمى باشد ، و نيز مستلزم اين نيست كه موضوع ، همان موضوع مورد ادراك باشد كه محمول نزد آن حاصل شده است . بلكه جايز است كه موضوع اين محمول حسى قرار نگيرد ، پس لازم است كه نسبت ( بين آن دو ) به نحوى به صورت مكرر بر حس عرضه شود كه سببى بودن محمول ، و دائمى بودن آن با موضوع را ايجاب كند . و سپس مساوات بين موضوع و محمول ، به خاطر عدم استناد محمول به موضوع اعم يا اخص ، را ايجاب كند ، زيرا در غير اين صورت ، مطلب و حال قضيه اختلاف پيدا مىكند ، و اين جريان همان تجربه است .