السيد الطباطبائي
16
مجموعه رسائل ( فارسى )
دقيقترين تحليلها را دربارهء مسئلهء « وحدت وجود » و توحيد به سبك عرفا و مسئلهء « اسماء و صفات » و « اعيان ثابته » و « عوالم وجود » و « خلافت و ولايت » مطرح فرمودهاند كه بايد گفت : « حدّ ، همين است سخندانى و زيبايى را ! » علامه بزرگوار ، مرحوم حاج آقا محمد حسين طباطبائى تبريزى قدس سره نيز به بزرگان اهل يقين و اكابر عرفاى الهى تأسى جسته و به شرح سير معنوى و سلوك روحانى خويش از مقامات تبتل تا فنا و از آنجا پايه پايه ، تا ملاقات خدا پرداخته و اثرى شگرف و حيرت آور و سودمند و قابل تحسين به بار آورده است . اينجانب از زمانى كه با اين رسالهء شريف مواجه شدم ، اين فكر برايم پيدا شد كه اى كاش شخص داناى با بصيرتى به ترجمهء اين رساله ، همت مىگماشت و اين آرزوى خويش را در آغاز يكى از تأليفاتم نيز كه اتفاقاً در همين موضوع ولايت عرفانى نگاشتهام و ولايت تكوينى نام دارد و به زيور طبع نيز آراسته گشته است با خوانندگان اهل فن و راسخان در معرفت ، در ميان نهادم ، تا دست تقدير قرعهء فال به نام من مسكين رقم زد و با همهء فقر علمى و بى بضاعتى ، جسارت كرده و به ترجمه اين اثر عميق و راهگشا دست يازيدم . اميدوارم كه روح پرفتوح ، بل ابوالفتوح علامه بزرگ ما قدس سره از اين كار من خشنود و خرسند گشته باشد . البته مدتها دچار ترديد و تأمل بودم كه آيا به ترجمهء اين رساله بپردازم يا خيال انجام اين كار را از سر به در كنم تا اينكه در جلساتى كه خدمت برخى از بزرگان حكمت و عرفان و بعضى از تلاميذ بزرگ مرحوم علامه رحمه الله مىرسيدم كه توفيق شاگردى بعضى از آن دانايان و فرزانگان را نيز داشتم اين تصميم خويش را با آن حكيمان و عارفان و خردمندان در ميان نهادم كه با استقبال و تشويق و تمجيد و ستودن آن عزيزان و سروران روبهرو گشتم و خدا را بر اين توفيق درود و سپاس مىگويم و از حضرتش دوام توفيق و استمرار فيض و عنايت را طلب مىكنم . اينك براى آنكه اهميت رساله و موقع و جايگاه آن براى خوانندگان عزيز و