السيد الطباطبائي
14
مجموعه رسائل ( فارسى )
معرفى و شناسانيدن تأليفات ارزشمند آن عزيز و ارج نهادن و گرامىداشتِ شخصيت والاى ايشان مىبودم ، تا اينكه حضرت كردگار به اين بنده ، توفيق عنايت فرمود تا به بازگردان و ترجمهء يكى از ارزشمندترين و گرانقدرترين آثار قلمى و ترشحات فكرى و روح آزاده و انديشهء والاى آن عارف رازدان خدابين ، نايل آيم . و خداى بزرگ را به عدد ريگهاى بيابانها و قطرات آب درياها و ذرات نور خورشيد و نفوس نامتناهى مجردات ، سپاس و شكر مىگويم و از حضرت بىچونش ، به دعا مىخواهم كه اين مسكين را هيچگاه از لطف و نوازش و فيض وتوفيق خود ، محروم نگرداند . * * * مسئله ولايت ، از مباحث مهم عرفان نظرى است كه پايههاى استوار فلسفى نيز دارد . در حقيقت مرتبهء پايانى سير عارفان است كه خود در صحايف و مكتوبات و آثار خويش با عبارتهاى گوناگون از آن ياد كردهاند . همچون « فناى ذاتى » يا « مقام محو اسم و رسم و رفض تعينات » و يا « مقام توحيد ذات » و « فناى در توحيد » . البته بحث ولايت در علم شريف « فقه » و « علم كلام » نيز دامنهاى وسيع دارد و فقيهان و متكلمان از ديدگاه فقهى و كلامى به بررسى و كاوش پيرامون آن پرداختهاند ، ولى بحث ولايت در عرفان ، ديگر است و در آن دو علم ، ديگر . گرفتارى عاقل ، ديگر است و درد عاشق ، ديگر ، گرچه مراتب محفوظ است و تجافى ممنوع و « هر چيزى به جاى خويش نيكوست ! » تنى چند از بزرگان عرفا به نگاشتن رساله در موضوع ولايت پرداختهاند كه مرحوم محدث عالىقدر شيخ آغا بزرگ تهرانى قدس سره در جلد 25 كتاب گرانقدر ارزشمند خويش ، به نام الذريعة الى تصانيف الشّيعه از آنان ياد كرده است . وى در ذيل حرف « واو » از پارهاى كتب و رسالات نام مىبرد كه به نام رسالهء ولايت و يا ولايتنامه در موضوع ولايت نگاشته شدهاند ، كه البته برخى - و بيشتر آنها - در خصوص ولايت