السيد الطباطبائي
105
مجموعه رسائل ( فارسى )
آنگاه خداوند سبحان بديشان وعده داده است كه حجاب و پرده را از دل آنان بردارد و فرموده است : « كَلَّا إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ * وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ * كِتابٌ مَرْقُومٌ * يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ » . « 1 » و عليون همان عالم علوى است . و فرموده است : « وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ » . « 2 » و اين غايت و هدفى كه خداوند در اين آيه بدان اشاره فرموده است ، از قبيل غايتى است كه در اين سخن خود بيان مىفرمايد : « وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ » . « 3 » يا اين سخن ديگرش كه مىفرمايد : « وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَداءَ » . « 4 » و مانند غايتى كه در اين سخنش هست نمىباشد . « لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ » . « 5 » بنابراين معناى آيه فوق اين مىشود كه ، خداوند سبحان به بندگان اهل يقين خويش ملكوت آسمان و زمين را نشان مىدهد . و خداوند در اين سخن خويش كه مىفرمايد : « إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ * فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ
--> ( 1 ) . چنين نيست ( كه شما كافران پنداشتيد ) امروز نكوكاران عالم با نامهء اعمالشان در بهشت عليين روند ، و چگونه به حقيقت عليين آگاه توانى شد ؟ كتابى است نوشته شده و مقربان درگاه حق به مشاهدهء آن مقام نائل شوند ( 2 ) . و همچنين ما به ابراهيم ملكوت و باطن آسمانها و زمين را ارائه داديم تا به مقام اهل يقين رسد ( 3 ) . و ما اين چنين يوسف را به تمكين و اقتدار رسانديم و براى آنكه او را علم خوابها بياموزيم ( 4 ) . كه مقام اهل ايمان به امتحان معلوم شود تااز شما مؤمنان هر كه ثابت در دين است ( مانند على عليه السلام ) گواه ديگران كند ( 5 ) . تا آنكه پس از فرستادن اين همه رسولان ، مردم را بر خدا حجتى نباشد