السيد الطباطبائي

92

مجموعه رسائل ( فارسى )

قطعه‌هاى گوناگون و متجاور زمين با نوشانيدن آب . . . مىفرمايد : « إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَ إِذا كُنَّا تُراباً أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ » ؛ اگر مىخواهى از چيزى ، تعجب كنى ، همانا گفتار اين منكران ، خلق جديد شايسته تعجب است . اينان از وقتى كه در تخته‌بند زمان و مكان واقع شده‌اند ، از شش جهت ، آفرينش جديد بدون وقفه آنها را احاطه كرده فراز و نشيب و يمين و يسار و خلف و امامشان ، لازال در خلق جديد است ، مع‌ذلك مىگويند : « آيا وقتى كه پس از مردن ، ما خاك شديم و از ما هر ذره خاك افتاده جايى ، آيا در آفرينش جديدى در مىآييم ؟ » و به عبارت ديگر چنين مىگويند : از روى حقيقتى نه از روى مجاز * ما لعبتگانيم و فلك لعبت باز بازيچه همى كنيم بر نطع وجود * افتيم به صندوق عدم يك‌يك باز يعنى اين كوردلان ، مىبينند كه در اين نشئه ، سنت خلق جديد ، بدون وقفه ، مستمر و جارى است با اين‌كه چنين نظامى مشهود آنان است ، در مقام انكار بعث و مرحلهء خلق جديد اخروى بر مىآيند ، جاى شگفتى است كه : چشم باز و گوش باز و اين عمى * حيرتم از چشم‌بندى خدا آرى « فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ » . 2 - و در سورهء مباركهء « ق » نيز بعداز دگرگونى جارى در طبيعت و آفرينش سيال و متدرج مىفرمايد : « أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ » . آيا ما از خلق و آفرينش نو - كه بدون هيچ وقفه‌اى در طبيعت جارى است - ناتوان بوده‌ايم ؟ بلى اين كوردلان ، از درك نظام مشهود خلق جديد ، در لباس و حجابى ، مستورند ! » به سنت حيلوله مبتلا گرديده‌اند : « أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ » .