السيد الطباطبائي
81
مجموعه رسائل ( فارسى )
( وجود واجبى ) است كه از نظر قدرت و كمال و شدت هستى نامتناهى و نامحدود است . و جميع مراتب هستى موجود بوده و البته همگى ( وجودات رابط ) « 1 » و غير مستقل بوده به طورىكه هيچ حكم استقلالى پيرامون آنها نمىتوان اظهار كرد و ربط محض بوده و وجود آنها مستهلك و فانى در لمعان و درخشش نور وجود حق تعالى است . از آنچه كه گذشت روشن مىشود كه اثبات كاملترين مراتب توحيد خداوند سبحان به دين مقدس اسلام اختصاص داشته و اين همان « مقام محمدى » ا ست كه محمد صلى الله عليه و آله و خاندان پاكش عليهم السلام بدان مخصوص گشته و اولياى امت او نيز به نحو وراثت از او بر آن دست يافتهاند . فصل 3 آنچه پيرامون توحيد ذاتى گفتيم با مشاهده تام نيز مشهود مىشود ، زيرا انسان به
--> ( 1 ) . اين مطلب كه آيا مىشود وجود رابط را لحاظ استقلالى كرد يا نه ، محل اختلاف است . حكيم سبزوارى رحمه الله معتقداست كه وجود رابط را اصلًا نمىتوان لحاظ استقلالى كرد ( منظومه ، چاپ مك گيل ، ص 94 ) ، مرحوم صدرالمتألهين هم در بعضى مواضع اسفار نظرى شبيه به نظر مرحوم حاجى اظهار كرده است . اما مرحوم علامه در بداية ( ص 38 ، چاپ مكتبة الطباطبائى قم ) و نيز در نهاية الحكمه ( ص 28 تا 31 چاپ انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين قم ) نظرى بر خلاف مرحوم سبزوارى و ملاصدرا رحمه الله ابراز فرمودهاند و در آن دو كتاب ياد شده بر اين عقيدهاند كه مىشود « وجود رابط » را استقلالًا نظر كرد و شايد حق هم همين باشد ، ولى در رساله حاضر ظاهراً طبق مبناى حكيم سبزوارى و صدرالمتألهين بحث كردهاند و با نظرشان در آن دو كتاب تفاوت آشكارى دارد كه شايد عدول از نظريه قبلى شان به حساب آيد كه البته اين مطلبى است كه محتاج بررسى مىباشد ، زيرا ظاهراً و كتاب بداية الحكمه و نهاية الحكمه را بعد از اين رساله نگاشتهاند و قول نهائى شان ظاهراً همان است كه در بدايه و نهايه فرمودهاند . واللَّه أعلم