السيد الطباطبائي
70
مجموعه رسائل ( فارسى )
خطبهها چنين آمده است : أوّلُ الدّينِ معرفتُه ، و كمالُ معرفتِه التّصديقُ بِه ، و كمالُ التَصديقِ بِه توحيدُه ، وكمالُ توحيدهِ الاخلاصُ لَهُ ، و كمالُ الإخلاصِ لَهُ نَفْىُ الصِّفاتِ عَنْهُ ؛ پايهء نخستين دين : شناخت خداست و كمال شناخت خدا ، راست دانستن وجود اوست و كمال آن يگانه دانستن او و كمال يگانه دانستن او پاكباورى به او و كمال پاكباورى به او نفى صفات از اوست . در خطبه ديگرى مىفرمايد : أوّلُ عبادةِاللَّهِ معرفتُه ، و أصْلُ معرفتهِ توحيدهُ ، و نِظامُ توحيدهِ نَفْىُ الصِّفاتِ عَنْه ؛ پايه پرستش خدا شناخت اوست و حقيقت شناخت او يگانه دانستن اوست و نظام توحيد و يگانه باورى نسبت به او نفى كردن صفات ( زائد ) از اوست . و اخبار و روايات ديگرى نزديك به همين مضمون وجود دارد كه روايات ديگرى آنها را تفسير مىكند و آشكار مىگردد كه مقصود از صفاتى كه از خدا نفى مىشوند صفات حادث و نو پديد نيست بلكه اصل نسبت دادن صفت به خدا كه موجب ( تحديد ) و ( تقييد ) و مغاير با اطلاق ذات اويند مقصود اوست . در كتاب إثباتُ الْوَصيّة تأليف مسعودى در ضمن خطبهاى از حضرت على عليه السلام چنين آمده است : فَسُبْحانَكَ مَلأتَ كُلَّ شَيءٍ ، و بايَنْتَ كُلَّ شَيء ، فَأنْتَ لا يَفْقُدُكَ شيءٌ ، و أنتَ الْفَعَالُ لِما تَشاءُ ، تَبارَكْتَ يامَنْ كلُّ مُدْركٍ مِنْ خَلْقِه ، و كُلُّ محدودٍ مِنْ صُنْعِه ؛ « 1 » پاك و منزهى تو پروردگارا كه همه چيز را از خود پُر ساختى و از همه چيز جدا و بيگانه هستى پس هيچ چيز تو را فاقد نيست و تو هر چه را كه بخواهى انجام مىدهى ، تو مبارك هستى اى كسى كه هر ادراك كنندهاى هستى اش از توست و هر
--> ( 1 ) . مسعودى ، اثبات الوصية ، ( چاپ منشورات الرضى ، قم ، مترجم ) ص 107