السيد الطباطبائي

67

مجموعه رسائل ( فارسى )

مبطلُ ولا معدودُ » ؛ خداوند عزّوجلّ ثابت و موجود است نه باطل و معدود . و در نهج‌البلاغه آمده است : واحد لا بعدد : ( واحد است اما نه واحد عددى ) . و در خطبه ديگرى آمده است : واحدُ لا مِنْ عَدَد ؛ واحد است اما نه از حيث عدد . و در خطبه ديگرى آمده است : « و مَنْ حَدَّهُ فَقَدْ عَدَّهُ ؛ هركس او را واحد بداند همانا او را شمارش كرده است . خلاصه اين‌كه اين‌گونه اخبار و خطبه‌ها در اين مورد به حدّ استفاضه رسيده است . و اين روايات با صراحت و آشكارا مىرسانند كه وجود خداى متعال « صِرْف الْحقيقه » است و چيزى و وجودى از حيطه و احاطهء وجود او خارج نيست ، زيرا اگر چيزى با او ( و در عرض او ) موجود باشد - به معناى حقيقى موجود بودن - آن‌گاه بالضروره حدّ فاصل و اندازه بين آنها پديد مىآيد كه بايد گفته شود اين يكى و آن دو . پس هيچ موجودى با وجود او موجود نيست مگر اين‌كه ذاتش قائم و وابسته به اوست ، هم‌چنان‌كه در حديث موسى بن جعفر عليه السلام آمده است كه فرمود : كانَ اللَّهُ و لا شَيءَ مَعَهُ و هُوَ الآن كَما كانْ ؛ خدا بود و چيزى با او نبود و اكنون نيز چنين است . و در كتاب توحيد ، معانى و كتاب احتجاج از هشام از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه حضرت عليه السلام در پاسخ سؤال زنديق كه پرسيده بود خدا چيست و چه ماهيتى دارد ؟ فرمودند : « هو شَيء بِخلافِ الأشْياء ، ارْجِعُ بِقَوْلى شَيء إلى إثْباتِ معنىً و أَنّه شيء بحَقيْقَةِ الشيئيَة ، غير أنّه لا جسم و لا صُورةَ » ؛ او چيزى است غير از چيزهاى ديگر . و باز مىگردم به گفتار خويش به ثابت نمودن مقصود از لفظ شيئى و مىگويم كه او حقيقت شيئيت و وجود را داراست جز اين‌كه او نه جسم است و نه صورت دارد . روايات بسيار ديگرى نيز راجع به مسئلهء توحيد وجود دارد از آن جمله در كتاب توحيد و أمالى و مانند اينها در روايت مسندى از امام رضا عليه السلام آمده است كه فرمود :