السيد الطباطبائي

60

مجموعه رسائل ( فارسى )

كه وجود ذاتاً عدم‌شكن است و عدم و نيستى را طرد مىكند و پذيراى نيستى نمىشود ، پس ذاتاً عدم را رخنه‌اى در او نيست و نيز « حمل » عدم بر او ذاتاً محال است . لذا وجود حقيقتى است كه ذاتاً « واجب الوجود » است . « 1 » فصل 3 از آن‌جا كه هر مفهومى ذاتاً از مفهوم ديگر جداست و با آن فرق دارد - / و اين مطلبى بديهى و روشن است كه نيازى به توضيح ندارد - / بنابراين ضرورتاً وقوع « مفهوم » بر « مصداق » ، خالى از « تحديد » مصداق نخواهد بود و اين براى شخص انديشه گر بديهى و آشكار است و عكس مطلب اين مىشود كه همانا مصداقى كه ذاتاً

--> ( 1 ) . اين مطلبى است بسيار و الا و ارجمند كه درك آن ميسور هر كسى نيست . جز « آشنايان ره عشق » و حكيمان الهى و عارفان دل سوخته ( و نه لفظى ! به تعبير بلند و پر نكته امام امت ) كسى راه به حريم فهم آن ندارد . اين مطلب به خوبى نشانِ انديشه عرفانى مرحوم علامه است و شگفت است كه برخى گفته‌اند علامه با عرفان نظرى آشنايى نداشته و تنها مدرس حكمت متعاليه بوده است . گرچه خود همين سخن پاسخ خود را در بر دارد ، زيرا حكمت متعاليه تنها يك فلسفه استدلالى محض نيست ، مثل فلسفه بوعلى و مشائيان ، بلكه سرشار و آميخته است با مقالات و اقوال عرفا و مسائل عرفانى ، و مگر مىشود كسى راسخ در حكمت متعاليه باشد و به عرفان نظرى تسلط نداشته باشد . به علاوه خود رساله حاضر و بقيهء رساله‌هاى اين سلسله - كه از خداوند منّان توفيق ترجمه و نشر آنها را به دعا خواستاريم - گواه صدق و دليل گوياى ماست بر اين‌كه آن بزرگ‌مرد علاوه بر طى مقامات و منازل عرفانى و سير و سلوك و عرفان عملى ، كاملًا تسلط بر اقوال و نظريات عرفا داشته بلكه در برخى از نوشتارهاى خود بر ممشاى آنان سير مىكرده است و طبق مبانى آنان سخن مىگفته است چنان‌كه در رساله حاضر ، اطلاق وجود ، صرافت وجود ، توحيد اطلاقى ، وحدت شخصيهء وجود ، مقام لاتعينى واحديت وجود و ده‌ها مسئله ديگر را به اختصار و با اشارت - كه اهل آن در مىيابند و نامحرمان از فهم آن محرومند ! - را با استادى و مهارت تامّ مطرح ساخته است . ايشان در اين‌جا تصريح مىكنند و صريحاً مىفرمايند كه حقيقت وجود مساوى است باوجوب . براى توضيح بيشتر به اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 3 مراجعه نماييد و در ضمن به پاورقى استاد شهيد مطهرى قدس سره نيز توجه فرمائيد تا متوجه اختلاف مبناى ايشان بشويد . اهل فن و محققان گرامى را براى اطلاع بيشتر از مبانى عرفانى مرحوم علامه رحمه الله به ويژه در موضوع مذكور به مطالعه رساله ايشان به نام المحاكمات بين المكاتبات كه به تصحيح و تلاش استاد گران‌قدر حضرت آية اللَّه حسن‌زاده آملى - دام ظله العالى - در « يادنامه شهيد قدوسى » چاپ و انتشار شفق به طبع رسيده ، دعوت مىكنيم