السيد الطباطبائي
50
مجموعه رسائل ( فارسى )
به پاى طلب ره بدان جا برى * وز آنجا به بالِ محبَت پَرى بدرّد يقين پردههاى خيال * نماند سراپرده الّا جلال دگر مركب عقل را پويه نيست * عنانش بگيرد تحيّر كه بيست در اين بحر جز مرد راعى نرفت * گم آن شد كه دنبال داعى نرفت كسانى كزين راه برگشتهاند * برفتند بسيار و سرگشته اند خلاف پيمبر كسى ره گزيد * كه هرگز به منزل نخواهد رسيد محال است سعدى كه راه صفا * توان رفت جز بر پى مصطفى « 1 » در اين ابيات اخير در نشان دادن راه وصول به حق و طى وادى سلوك و كوشش در تحصيل صفاى نفس و رسيدن به مقام شامخ يقين و دست يافتن به اكسير بىهمتاى محبت الهى و پاره شدن حجابها و نارسايى عقل و اهميت همت و پشتكار و ضرورت اقتداى به رهبر و مرشد كامل و پيروى تامّ از شريعت نبوى صلى الله عليه و آله و سلوك شرعى و سير حُبّى و مقام حيرت در برابر عظمت و عزّت و جلال ذات حق و رسيدن به فنا و « بىهوشى » و ديگر مسائل سلوكى كه بر اهلش پوشيده نيست ، شيخ عارف و سخن سراى بزرگ شيراز غوغا كرده و داد سخن داده است و دريغا كه اكنون حوصله ورود در توضيح و تفسير نكات و لطائف و اشارات اين ابيات زيبا و دلنشين نيست . با توضيحاتى كه تاكنون داده شده خوانندگان محترم به نيكى دريافتهاند كه اصل توحيد در جهان بينى اسلامى : جاىگاهى رفيع و ارجمند دارد و تنها منحصر به اثبات وجود خدا نمىشود و حتى منحصر به « اثبات وحدانيت خداوند » نيز نمىباشد بلكه اساس جهانشناسى و هستىشناسى اسلامى و زير بناى تمامى اعتقادات يك مسلمان را تشكيل مىدهد . بحث در سير تحول مفهوم توحيد و تفاسير جديدى كه از اين اصل مهم اعتقادى به عمل آمده است يكى از مباحث بسيار ضرورى و سودمند است .
--> ( 1 ) . همان ، ص 4 .